۱۳۹۱ بهمن ۱۵, یکشنبه


پایان احمدی نژاد
 دکتر غلامعلی رجایی


امروز یک شنبه 15 بهمن 1391 احمدی نژاد تمام شد ، امروز روز کم نظیری در این 7 سال اخیر روی کارآمدن و آوردن! احمدی نژاد بود و احتمالا  تا مدتها  کم نظیرخواهد بود.
سالها پیش که درمقاله ای گفته بودم باید گذاشت احمدی نژاد بقیه حرفهایش را در تایید مشایی ومواضعش بزند،  متاسفانه بعضی نگذاشتند  وی حرف بزند  و شخصیتش در ورای لبخندهایش تا مدتها پنهان ماند اما امروز این وجه پنهان آشکار شد.
 افسوس که آن روزها چنین نشد و افسوس که امروز چنین شد!

افسوس که رییس دولت با رفتار امروزش  در مجلس، خوراک برنامه های متعددی را برای b.b.c   و v.o.a و سایر رسانه ها نظام فراهم کرد.
 افسوس که امروز بخشی از ملت که در سال  88 به رییس رولت رای داده بود، تاسف خوران و انگشت به دهان به رفتارغیر اخلاقی منتخب خود می نگریست!
افسوس که شورای نگهبان وا اسفا گویان به خطای خویش در  سال 88 قبل پی برد. خطایی که این وضع را برای این ملک و ملت پدید آورده است.
افسوس از این جهت که فردی مثل مرتضوی که روزی درجایگاه مهم قضا فعال مایشاء بود وطبق دستور! دستور تعطیل روزنامه های منتقد و بگیر و ببند بعضی از عناصر منتقد اصلاح طلب را صادر می کرد به رغم اطلاع ازغیر قانونی بودن ضبط مذاکراتش با فاضل لاریجانی  در دفتر خود، دست به این کار  زد و بدتر اینکه متن صوتی وتصویری این مذاکره  خصوصی دونفره را دراختیار رییس دولت قرار  داد تا وی با این حربه ریاست مجلس را تهدید به سکوت نموده تا وی فقط برای چند ماه باقی مانده عمر این دولت شوم کماکان برمسند ریاست لرزانش باقی بماند .
افسوس ازاین جهت که مردی در کسوت رییس جمهور برخلاف سوگندی که درمراسم تنفیذ خود در مجلس در پاسداری از قانون اساسی خورده است، ثابت کرد حتی دراندازه های یک آدم معمولی و نه  یک استاد دانشگاه ! به رعایت اصول اخلاقی پای بندی ندارد و با رو کردن یک مدرک و قرائت متن مذاکره ای خصوصی که غیرقانونی ضبط  صوتی و تصویری شده  و برای چنین روزی دراختیار وی قرار داده شده  و هیچ ربطی به مجلس استیضاح وزیر کار او نداشت-  نشان داد متاسفانه نه به قانون پای بند است و نه به بدیهی ترین اصول اخلاقی. چرا که ثابت کرد به سبک مناظره اش با جناب مهندس موسوی با پرده دری از افرادی که در مجلس حضور  و قدرت دفاع از خود را نداشتند شان این مسند را نمی تواند حفظ بکند و به سوگندی که در اجرا ی قانونی خورده که بیش از چهل و چند اصل آن در رعایت حقوق شهروندان است، پایدار نیست.
افسوس از این جهت که رییس دولت که  ذکر اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه والنصر از زبانش نمی افتد!  وخدا کند بیفتد تا لا اقل مردم متدین از این ذکر خاطره بدی نداشته باشند!نشان داد به اصل "هدف وسیله را توجیه می کند" سخت معتقد است و هر وقت بخواهد و اراده کند، با رو کردن مدرک یا مدرکی در منظرعام ، حیثیت افرادی را که  در مقایسه با او  در رسانه ها وتریبونهای باز نظیر مجلس وسیما و..از خود قدرت دفاعی  ندارند، را نادیده می گیرد.
 به گمان من احمدی نژاد امروز تاوان و سزای رفتارغیر اخلاقی اش را  درمناظرات سال 88 دید. آنجا که بی جهت به خانواده هاشمی وناطق نوری تاخت.  آنجا که با نشان دادن تصویر همسرمکرم مهندس موسوی سعی می کرد در دل بینندگان  آن مناظره زشت چنین القا کند که رازی  زشت وناپسند جامعه از زندگی خصوصی مهندس را دراختیاردارد و مثلا دارد رعایت می کند تا آبروی موسوی نرود! تا اینکه مهندس که فهمید آن تصویر، تصویر همسر اوست ، اعصابش بهم بریزد و احمدی نژاد با بهم ریختن او، ماهی خود را از آبی که با" بگم، بگم " هایش گل آلود کرده بود، گرفت. غافل از اینکه بعدها و بویژه امروز مشخص شد این ماهی مرده است !
خدا می داند امروز با شنیدن مثلا افشاگری احمدی نژاد از فاضل لاریجانی، چقد ر دلم به حال این ملت سوخت که در دهه فجر و در روزهایی که جشن های سالگرد پیروزی انقلاب  در سرتاسر کشور برگزار می شود چه کامی  را از او تلخ کردند.
بعد از پایان اولین جلسه سران سه قوه متشکل از دو برادر لاریجانی و احمدی نژاد،وی در حالی که دو انگشت خود را به علامت پیروزی بالا می برد به خبرنگاری که از او پرسید : از جلسه چه خبر؟ لبخند زنان پاسخ داد: ملت پیروزشد! یعنی که او ملت است و به تنهایی و یک تنه ، دو برادر و دو قوه را شکست داده است ! اما امروز او فهمید- و امید که فهمیده باشد- که ملت، نه در آن روز، که در امروز پیروز شد.آری مجلس، امروز به خود آمد و در برابر پرده دریهای رییس دولت که به استیضاح وزیر کار هیچ ارتباطی نداشت  و عدم تسلیم رییس مجلس به تهدید وی، با رای منفی به وزیرکار ،که یکی از مردان حلقه اول رییس دولت است، دست رد به سینه احمدی نژاد زد .
مجلس به خود آمد و در برابر قانون گریزی و دور زدن قانون توسط رییس دولت ایستاد.
مجلس به خود آمد و در برابر فعلی از رییس دولت که قطعا توجیه قانونی نداشت بدون ملاحظه ایستاد تا اندکی به جایگاه فراموش شده خود برگردد.جایگاهی که اکام آن را درصدر همه قدرتها می دانست واحمدی نژاد با جسارت به ایشان این خرف را بی اساس و قوه مجریه را جایگزین آن اعلام می نمود.
مجلس به خود آمد و  به تهدید رییس دولت هیچ اعتنایی نکرد ویکی از افراد اصلی او را از تخت صدارت به زیر کشید و خدا کند که این فتح بابی برای قوه قضاییه در احضار افرادی باشد که رییس دولت نزدیک شدن به آنها را خط قرمز خود اعلام نموده است .
دیروز هر چند دیر و متاسفانه بسیار بسیار دیر مجلس  به خود آمد واین حباب را ترکاند و نشان داد که هیچ خطی قرمز نیست.
چند هفته قبل نوشته بودم روزهای سختی در انتظار احمدی نژاد است امروز بخشی از این حقیقت آشکارشد و من تردیدی ندارم که روزهای آینده بمراتب برای او سخت تر از امروز در مجلس خواهد بود.
بنظر من احمدی نژاد، امروز که متخصص لبخندها ی مصنوعی برای پنهان کردن درونی بسیار نا آرم است  و به منویات رهبری آنگونه که رییس مجلس به او گفت اعتنایی نمی کند و در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام به رغم همه ضرورتها و تاکیدات مکرر رهبری اعتنا و شرکت نمی کند تا جایی که حضور وی هر سال یکبار درجلسات مجمع به خبر روز رسانه ها تبدیل شده و می شود!  همو که با بگم بگم های خود باب پرده در ی  بنام افشاگری را در فرهنگ این ملت نجیب باز کرد.  همو که نبا قرائت متن شنود مخفی مذاکره ای خصوصی نشان داد به سیره امام که این کار  رابرای حتی مقامات امنیتی غیرشرعی ومستوجب تعزیر می دانست اعتنا و اعتقادی نداشته وندارد همو که نشان داد اگر بتواند - که دیگر نخواهد توانست - بدتر از این  مثلا افشاگری را هم در باره دیگران خواهد کرد نشان داد با علم به غیر قانونی بودن شنود و حمایت از کاری زشتی که مرتضوی برای خفظ صندلی لرزان وشکسته خود مرتکب شد - که امید است با شکایت فاضل لاریجانی از این دونفر مساله دردادگاههای صالحه  موردتعقیب  وبازخواست واقع شود - کفایت اخلاقی و حتی سیاسی لازم را برای ادامه مسولیتش ندارد.دلیل  این ادعا آنکه دکتر لاریجانی رییس مجلس در بیانات خود گفت احمدی نزاد  ساعت 7 صبح روز استیضاح قبل از برگزاری جلسه استیضاح، برای تحت فشار قرار دادن وی در جهت  لغو جلسه استیضاح  وزیر کار دولت وی، او را تهدید به افشای نواری از خانواده لاریجانیها کرده و او هم تسلیم این تهدید نشده است.
من این ناشنیده را برای  ثبت درتاریخ می گویم که در ایام استیضاح مرحوم کردان، دکتر علی مطهری به من که از ایستادگی اش درامر استیضاح  کردان تقدیر می کردم، گفت:آقای رجایی، احمدی نژاد می خواست مرا بخرد که دست از استیضاح کردان بردارم. وقتی پرسیدم: چه جوری می خواست تو را بخرد؟گفت:  احمدی نژاد به من گفت: فلانی، استیضاح کردان را ول کن، من می خواهم وزیر ارشاد- هرندی - را بردارم، برنامه هایت را برای وزارت فرهنگ و ارشاد به من بده ! من به او گفتم: من نمی خواهم وزیر فرهنگ بشوم. می خواهم کردان وزیر نباشد!
احمدی نژاد امروز نشان داد چه ویژگیهای شخصیتی دارد و برای تسلیم رقیب، حتی اگر رقیب او، مجلس منتخب مردم باشد، دست به هر کاری خواهد زد.
 او با این رفتار حیرت انگیز امروزش  در مجلس ،هم وزیر خود را ازدست داد و هم  با این رفتار ناپسند از رفتار زشت مرتضوی حمایت کرد وهم جایگاه  مهم ریاست جمهور ی را درحد یک انسان ناراحت وپرده در که برای شکست رقیب هیچ قانونی نمی شناسد تقلیل داد  وهم آینده سیاسی خود  را در سطح افکار عمومی ملت ایران که ملتی پای بند به اخلاق است، به شدت متزلزل نمود و البته از کوزه همان برون تراود که دراوست!
 کاش به خط قرمزهلی او اعتنایی نمی شد. کاش تهدیدات او به افشاگری درباره نتیجه انتخابات 88 وقعی نهاده نمی شد.کاش مصلحت منتفی کردن سوال مجلس از او به میان آورده نمی شد کاش مصلحت ادامه دولت او تا پایان مدت طبیعی اش در میان نبود. کاش به شکایتهایی که از او شد رسیدگی می شد تا اینگونه میددان رادرهتک شهروندان این مملکت فراخ نبیند.
اگر فاضل لاریجانی در آن ملاقات  با مرتضوی جرمی مرتکب شده بود  می بایست آنگونه که رییس مجلس هم  گفت باید درمحاکم قضایی اثبات شود نه در تریبون باز مجلسی که دهها میلیونشنونده داخلی وخارجی دارد.چگونه می توان باور کرد رییس دولتی که در دفاع از مرتضوی به مجلس عتاب خطاب می کرد که چرا با آبروی کسی که حضور ندارد بازی می کنیم! و خودش را به فراموشی می زد که درآن مناظره خانواده ناطق وهاشمی هم نبودند و وی به آنها می تاخت، این را نمی دانست؟ می دانست  وختما می دانست . احمدی نژاد این است!
نکته تکان دهنده این بود که ریس مجلس به نقل از داوود احمدی نژاد برادر رییس جمهور بصورت سربسته به ارتباط این جریان با منافقین جنایتکار اشاره کرد که باید گفت: انا لله وانا الیه راجعون!
هرچند صدا وسیمای ضرغامی در برنامه پربیننده 20/30و خبر 21  امشب لابد! برای مصلحت و حفظ آرامش؟ در کشور،هیچ اشاره ای به افشاگری رییس دولت  و پرده دریهای او در باره یکی از اعضای خاندان لاریجانی و پاسخهای تند و طعنه آمیز رییس مجلس به وی- که درپایان این نوشته به اندکی از آنها اشاره می شود- به او نکرد، اما به گمان من این تلاش صدا وسیما بیفایده است چون احمدی نژاد، امروز درمجلس با شلیک به خود به جای کشتن رقیب، خود دست به انتحار سیاسی زد و کار خود را تمام کرد!
 به گمان من، امروز، احمدی نژاد ،تمام شد!
------------------------------------------------------------------
اینک بخشی از سخنان رییس مجلس خطاب به  پرده در ی احمدی نژاد.دقت کنید می گوید احمدی نژاد!

امروز ساعت 7 صبح معاون احمدی نژاد !زنگ زدند و گفتند که پیغام مهمی از سوی رئیس جمهور دارند. آقای فروزنده از طرف احمدی نژاد !پیام آوردند که نواری از یکی از بستگان شما دارند و در صورت برگزاری استیضاح، آن را پخش خواهند کرد که به نفع کشور نیست. من را تهدید کردند.

- توطئه ای در کار است. برادر من را صدا کردند و فیلم گرفتند. نفس این کار، مافیایی نیست؟. توطئه آمیز نیست؟. این اخلاق است؟ این کار در سطح رئیس جمهور است؟ رئیس قوه مقننه را تهدید می کنند.

- آقای رئیس جمهور، آیا بهتر بود من هم مثل شما، جلسه با برادر شما داوود احمدی نژاد درباره ارتباط با منافقین، فساد مالی، و ارتباط با خارج از کشور را فیلمبرداری و ضبط می کردیم؟

- با این همه مشکلی که اطرافیان شما دارند. ما می گوییم اگر یکی از اطرافیان ما مشکلی داشت رسیدگی شود اما شما مانع از رسیدگی به اطرافیان خود می شوید. مشکل ما این است که رئیس جمهور ما اولیات اخلاقیات را رعایت نمی کند. اگر یکی از اطرافیان من مشکلی دارد به من چه ارتباطی دارد.؟ با جلسه استیضاح چه ارتباطی دارد.؟ ما در مجلس از دیدارها ، فیلمی ضبط نمی کنیم. ضبط فیلم اقدام مافیایی است.

- آقای احمدی نژاد خوب شد که امروز این اتفاقات افتاد و مردم شما را خوب شناختند. مشکل ما این است که رئیس جمهور اولیات اخلاقی را رعایت نمی کند. حدیثی قدسی است که اگر مسلمان اقدامی کند برای اینکه مسلمانی را خوار کند باید خود را برای جنگ با خدا آماده کند.

- شما در یک جلسه علنی شؤونات جمهوری اسلامی را رعایت نکردید.

 احمدی نژاد خواستار پاسخگویی به رئیس مجلس شد اما لاریجانی مخالفت کرد. احمدی نژاد گفت که در این حالت ، جلسه را ترک خواهد کرد که لاریجانی به وی گفت: به سلامت.


۱۳۹۱ بهمن ۱۲, پنجشنبه


سازمان نظام پزشکی،  کلید طلایی برای تغییر







"همه عقلای کشور بدنبال جلو گیری از جناح بندی و صف بندی سیاسی در سازمان نظام پزشکی کشور میباشند."

عبارت فوق ازجمله  لینکهایی هائی  در سایت سازمان نظام پزشکی است که نه لینکش باز میشود و نه خودش کوچکترین ما به ازایی در عالم واقع دارد. سؤال مقدّر در قبال افاضاتی از قبیل شعار فوق و خط و نشان کشیدن کارگزاران حکومتی برای معترضین در جامعه پزشکی اینست که پس نظارت استصوابی و رد صلاحیت جناحی پزشکان و متخصصین با تجربه بدست مافیای اقتصادی برای چیست؟  نه اینکه سیاسیون میخواهند گماشته های خود را در این سازمان مسئولیت دهند تا با هر نوع اعتراض صنفی در مورد سوء استفاده از گزارشات پزشکی و نظرات متخصصین از طریق امنیتی و توسط همین عناصر  بر خورد شود. نه اینکه میخواهند سیل ورود  لوازم و نیارهای درمانی غیر استاندارد، مواد غذایی و لوازم بنجل و آلوده به کشور که توسط خیل رانت خوار حاکم انجام میشود بدون نظارت ادامه یابد،  و نه این است که میخواهند عدم تامین بودجه بر ای داروهای ضروری و خاص و در نتیجه  قاچاق دارو های حیاتی و سرگردانی بیماران و بستگان آنها در مراکز درمانی و ادارات ، بدون پاسخگویی باشد ؟.
عقلای قوم باید بفهمند که در سازمان نظام پزشکی با بیش از یکصد و بیست هزار پزشکانی که هیچ کدام از آنها صغیر نیستند  رو برو میباشند. آنها  به تمام لایه ها و زوایای فکری سیاست بازان حریص و دستمال باز اشراف دارند و نمیتوان آنها را دچار غفلت  یا مرعوب نمود .  در انتخابات چهارم اسفند سازمان نظام پزشکی نباید رد صلاحیت امنیتی  پزشکان محلی از اعراب داشته باشد .  برای جامعه پزشکی کشور از این شامورتی بازیها خیالی نیست، انتخابات برای تغییر و بر گزیدن نخبگان برتر است .  یا این انتخابات بصورت آزاد از طریق نمایندگان منتخب مناطق مختلف بر گزار میشود یا با پر شدن صندوقها از رأی باطله تمام پروسه آن باطل میگردد و در صورت تکرار  این کار آنقدر کشّ پیدا میکند تا روی بعضیها کم شود، چون  کلید طلایی انتخابات این سازمان از طریق  برگه های رأی در اختیار فرد فرد اعضای آن میباشد. پزشکانی که مشکل ترین و طولانی تریت دوره ها ی آموزشی و تخصصی را با موفقیت گذرانده و برای حفظ تعهدات خود به بیمارا ن سوگند خورده اند چطور میتوانند به دخالت عوامل حکومتی برای سوء استفاده از این سازمان که جانمایه  پزشکی کشور است بی تفاوت باشند. شما از پزشکان اصلاً انتظار نداشته باشید که یاوه های شما را که شبانه روز در تریبونهای مختلف در حال بافتن آنها برای این ملت ستمدیده  هستید و در نتیجه کشور را به مذلّت بار ترین وضعیت در امور داخلی و پر خطر ترین حالات  در عرصه  بین المللی کشانده اید بها دهند. کلاهی که بنام نظارت استصوابی برای خود بافته اید خیلی گشاد است تا گردن در آن فرو رفته اید و هیچ جا را نمی بینید . در هر گونه از انتخابات ملت میتوانند با نوک قلم و نوشتن این رأی باطل است روی برگه انتخاباتی خود، از شرتمام توطئه های سالهای طولانی شما که" نفاثاتٍ فی العقد" هستند یکباره نجات یابند.  شما آنقدر در قبال این تصمیم در مانده هستید که منافقانه به القای تحریم انتخابات از طریق عوامل و سایتهای وابسته به خود روی آورده اید. انتخابات سازمان نظام پزشکی مقدمه ای برای شروع مشارکت معترضانه در تمام انتخابات است.  در خرداد ماه 92 و سایر انتخابات  صنفی سندیکایی و عمومی  از این ببعد در این سرپل خر بگیری متوقف میشوید. بهتر است که در همه امور عقلانیت و تخصص ها حاکم شوند و افراد متوهم و محفل‌های دروغ ساز بجای رانت اندوزی شبانه روزی و به هدر دادن در آمدهای افسانه ای این کشور در شرق و غرب ،  برای فردای خود بیشتر مآل اندیشی نمایند. برای دیکتاتورها و ایادی آنها ، دنیا روز بروز تنگ تر و حلقه های دستبندها محکم تر میشوند فرار به کجا؟.  بیائید قبل از آنکه کار به خاک ریز آخر بکشد و صحنه های پایانی  دیکتاتوری در  عراق ، مصر ، لیبی و سوریه بخواهند در ایران تکرار شوند با کمک آزادی خواهان جنبش سبز  و اصلاح طلب،  گره ها را از کار خود و ملت بگشایید . دیدید که رجز خوانی  و خالی بندی شما  روزگار مردم را به کجا رسانید؟  .آیا تا کنون نتیجه رفتارتان که احمدی نژاد و صدها نفر چون او  را به همه جای خودتان و هیئت حاکمه قالب کرده‌اید غیر از این بوده است؟ حافظ  به شما میگوید "من جرب المجرّب حلّت به الندامه".
وعده  ما چهارم اسفند ماه ،  ببینیم در این روز  چه کسی رد صلاحیت جناحی و از چه کسانی سلب مشروعیت میشود.

۱۳۹۱ بهمن ۷, شنبه

جومونگ


 احمدی نژاد جومونگ اصولگرایان





در هشت سال گذشته اظهارات مبالغه‌آمیز، و بیان معجزات و کراماتی که از سوی برخی شخصیت ها در مورد رئیس‌ دولت نهم و دهم انجام گرفت، انصافاً پیامدهای ناگواری را در ابعاد گوناگون به دنبال آورده که هم اکنون شاهد آن هستیم؛ بنابراین جا دارد در آستانۀ انتخابات دورۀ یازدهم ریاست‌جمهوری، این موضوع مورد دقت و تامل قرار گرفته و آسیب‌شناسی شود تا دوباره این اشتباه بزرگ، تکرار نشود و انقلاب، نظام و مردم به دور از افراط و تفریط در مسیر اعتدال قدم بردارند.
در این فرصت، بخشی از این اظهارات و مبالغه‌گویی‌ها را مرور می‌کنیم تا ذهن خوانندگان کاملاً در فضای این ماجرا قرار گیرد:
۱-حضرت آیت‌الله مصباح یزدی: «دیشب‌ یکی‌ از دوستان‌ حاضر در جلسه‌ نقل‌ کرد؛ قبل‌ از برگزاری‌ مرحلۀ‌ اول‌ انتخابات‌ به‌ محضر یکی‌ از علمای‌ اهواز رسیدم‌. ایشان‌ گفت‌: نگران‌ نباشید، احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور می‌شود. ایشان‌ گفته‌ بود که‌ شخصی‌ شب‌ بیست‌ و سوم‌ ماه‌ رمضان‌ در حال‌ احیاء پیش‌ از نیمۀ‌ شب‌ به‌ خواب‌ می‌رود. در خواب‌ به‌ او ندا می‌شود که‌ بلند شو برای‌ احمدی‌نژاد دعا کن‌، وجود مقدس‌ ولی‌عصر (عج‌) دارند برای‌ احمدی‌نژاد دعا می‌کنند. می‌گوید من‌ حتی‌ اسم‌ احمدی‌نژاد را نشنیده‌ بودم‌ و اصلاً او را نمی‌شناختم‌! خود ایشان‌ نیز در تاریخ‌ دهم دی‌ماه‌ قاطعانه‌ گفته‌ بود که‌ من‌ رئیس‌‌جمهور خواهم‌ شد. کسانی‌ با او شوخی‌ می‌کردند که‌ این‌ چه‌ حرفی‌ است‌ می‌زنی‌؟ چه‌ کسی‌ به‌ تو رأی‌ می‌دهد؟ چه‌ کسی‌ تو را می‌شناسد؟ گفته‌ است‌ این‌ قول‌ یادتان‌ باشد، امروز ۱۰/۱۰/۸۳ است‌، من‌ رئیس‌‌جمهور خواهم‌ شد! حالا خواب‌ دیده‌ یا کسی‌ به‌ او گفته‌ است‌ من‌ نمی‌دانم‌!» (گفتمان مصباح، رضا صنعتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۸۸۳)
ایشان در اولین‌ دیدار خود با احمدی‌نژاد پس‌ از انتخابات‌ ریاست‌‌جمهوری‌ خطاب به وی:

«خدای‌ متعال‌ را شاکریم‌ که‌ زمینۀ‌ انتخاب‌ چنین‌ شخصیتی‌ برای‌ این‌ دورۀ‌ خاص‌ از انقلاب‌ را فراهم‌ کرد و آیندگان‌ به‌ این‌ نتیجه‌ خواهند رسید که‌ انتخاب‌، مشحون‌ به‌ کرامات‌ و معجزات‌ بود و از این‌ رو توفیق‌ شکر این‌ نعمت‌ را از خداوند خواستاریم‌. عنایات‌ حضرت‌ ولی‌عصر(عج‌) یار ملت‌ ایران‌ بود که‌ به‌ چنین‌ موفقیتی‌ دست‌ یافت‌ و تلقی‌ ما این‌ است‌ که‌ این‌ نفخۀ‌ الهی‌ که‌ در این‌ زمان‌ در جامعۀ‌ ما دمیده‌ شده‌ و آثارش‌ در علاقۀ‌ بیشتر مردم‌ به‌ دین‌ و اندیشه‌های‌ اسلامی‌ ظهور یافته‌، مرتبه‌ای‌ از مراتب‌ چیزی‌ است‌ که‌ در زمان‌ پیامبر اسلام(ص) تحقق‌ پیدا کرد و ان‌شاءالله مرتبۀ‌ کاملش‌ در زمان‌ ظهور حضرت‌ ولی‌عصر(عج‌) تحقق‌ خواهد یافت‌». (همان، ص
۸۸۱)
ایشان در جلسه دیگر: «رئیس‌جمهور وقتی از طرف ولی‌فقیه نصب شد می‌شود عامل او، و آن پرتو قداستی که او دارد، بر این هم می‌تابد، وقتی شد رئیس‌جمهوری اسلامی،‌ حکمش را از رهبر یعنی از جانشین امام دریافت کرد، آن قداست بر این هم می‌تابد، آن‌وقت اطاعت رئیس‌جمهور، اطاعت مجلس و سایر نهادهای قانونی هم می‌شود اطاعتِ خدا». (۲۱/۵/۱۳۸۸)
۲- آیت‌الله جنتی عضو محترم شورای نگهبان در خطبه‌های نماز جمعۀ تهران: «این نامه (نامۀ احمدی‌نژاد به رئیس‌جمهور آمریکا) فوق‌العاده است و عقیده من این است که از الهامات خدا بود… توصیه می‌کنم این نامه را بچه‌ها همه بخوانند و در مدارس و دانشگاه‌ها خوانده شود و صداوسیما نیز مکرر آن را بخواند… این‌گونه حرف زدن، الهام خداوند است.» (۲۳/۴/۱۳۸۵)
ایشان در خطبۀ‌ دیگر: «مردم با اشک و نذر و نیاز و توسل به خدا در سوم تیر یکی از هم‌قدهای خود را انتخاب کردند. کمک خدا در حادثه، مشهود است. یکی از دوستان نقل می‌کرد آن زمان سوار تاکسی شده بود و راننده تاکسی گفته بود من می‌خواهم به آقای احمدی‌نژاد رأی بدهم؛ زیرا مادرم که چند سالی است مرده دیشب به خوابم آمده و گفته به احمدی‌نژاد رأی بده.» (۹/۴/۱۳۸۶)
۳-حجت‌الاسلام مرتضی آقاتهرانی: «این دولت، از زمان مشروطیت تاکنون محبوب‌ترین و بهترین دولت بوده است.» (۸/۶/۱۳۸۸)
۴-حجت‌الاسلام رهدار، مدیر سابق مرکز تاریخ معاصر موسسه امام‌خمینی (ره): «در این دوره از انتخابات، مانند ائتلاف ۶ نفره‌ای که در جنگ جمل علیه امام علی (علیه‌السلام) برپا شد، ائتلافی مقابل احمدی‌نژاد شکل گرفت. آنها چون دیدند یک بچه مسلمان پیرو خط ولایت آمده، همه مقابل او ائتلاف کردند؛ اما در نهایت شکست خوردند.»
0-         حجت‌الاسلام قاسم روانبخش، از هفته نامه «پرتو سخن» ، نامۀ احمدی نژاد را به نامۀ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تشبیه کرده و می‌گوید: «پاسخ ندادن به نامه یا حتی بی‌ادبی آن‌ها به آن، از شخصیت نویسنده نمی‌کاهد؛ بلکه اعتبار مخاطبِ ‌نامه را کاهش می‌دهد؛ چنان که پاره شدن نامۀ پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) توسط خسرو پرویز، چیزی از اعتبار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نکاست و خسرو پرویز را برای همیشۀ تاریخ، سرافکنده ساخت.» (۲۱/۲/۱۳۸۹)
1-        
۶-حجت‌الإسلام سقای بی‌ریا، مشاور رئیس‌جمهور در امور روحانیون: «درسفر شانگهای، خانم‌های هندو آمدند و با دست‌مالیدن بر شیشۀ اتومبیل رئیس‌جمهور، خواستند خودشان را متبرک کنند.»
۷- آقای محمدرضا رحیمی، معاون رئیس جمهور، در حضور احمدی‌نژاد: «در سوریه در شهر تاریخی بُصرا که اسم آن را بعضاً ممکن است نشنیده باشید، یکی از مسلمانان به من گفت که من معتقدم اگر بنا بود بعد از پیامبر، پیامبری بیاید آن، احمدی نژاد بود.» (۱۷/۳/۱۳۸۵)
۸- مهندس اسفندیار رحیم‌مشایی، رییس‌دفتر رییس‌جمهوری: «خودم فکر می‌کنم در تاریخ ایران قبل و بعد از انقلاب یک چنین دولتی، یک چنین رییس‌دولتی با این محبوبیت وجود ندارد که هم در کشور این همه انسجام را سازمان داده باشد، هم امید آفریده باشد و این همه احساس عزت ایجاد کرده باشد. من شاهدم ایرانیان خارج از کشور تا پیش از این دولت می‌گفتند ما ایرانی بودن خود را انکار می‌کردیم، ما هیچ‌جا نمی‌گفتیم ایرانی هستیم تا می‌گفتیم، می‌گفتند اینها تروریست هستند، عقب‌مانده هستند، مرتجع هستند… الان ما هر جا می‌رویم قبل از این که کسی از ما بپرسد، خودمان یک جوری می‌گوییم ایرانی هستیم، چون به ایرانی بودن خود افتخار می‌کنیم» (۲/۶/۱۳۸۸)
او در جای دیگر می‌گوید: «آقای احمدی‌نژاد فردی باهوش و انسانی استراتژیست و طراح است، دوست دارم فرصتی داشته باشم تا شخصیت آقای احمدی‌نژاد را در تلویزیون تبیین و تشریح کنم و بگویم این شخصیت کیست.» (۹/۱۰/۱۳۸۸)
۹-آقای جوانفکر مشاور رسانه‌ای رئیس جمهور: «رئیس‌جمهور در همۀ حوزه‌ها کارشناس هستند.» (۱۸/۸/۱۳۸۹)
۱۰- آقای محمدعلی رامین، رئیس وقت کمیتۀ رایحه خوش خدمت: «احمدی‌نژاد مانند همۀ پیامبران با مشکلاتی روبه‌رو شد و سیل جوک‌های اراذل و اوباش به سمت او روانه شد. هدف تمام پیامبران این است که برای عدالت و قسط قیام کنند.» (۵/۱۰/۱۳۸۷)
۱۲- آقای حمیدرضا ترقی، عضو ارشد حزب موتلفه: «سادگی زندگی احمدی نژاد شبیه پیامبرانی مثل یوزارسیف است.» (۷/۱۲/۱۳۸۷)
۱۳-استاد حاج‌حیدر رحیم‌پور ازغدی: « این دولت انقلابی، پرطرفدارترین و مردمی‌ترین دولت در تاریخ جمهوری اسلامی است.» (۱۱/۶/۱۳۸۸)
۱۴-اجرای برنامۀ متملقانۀ آقای فرزاد جمشیدی (مجری چرب‌زبان تلویزیون) در حضور احمدی نژاد: «شنیدم برای فرزندت عروسی گرفته‌ای و ۴۰ – ۵۰ نفر را دعوت کرده‌ای و پس از آن نیز نماز جماعت خوانده ای. آیا در نهج‌البلاغه نخوانده‌ای که مردم به دین زمامداران خویشند؟ هیچ فکر کرده‌ای اگر همه برای فرزندان خود این چنین مراسم عروسی بگیرند کار و کاسبی سالن‌های غذاخوری، انتشاراتی کارت عروسی تعطیل خواهد شد؟… من بنابراین علت مهم، به محمود احمدی‌نژاد رای نخواهم داد. به‌خاطر فقط ۴ یا ۵ ساعت استراحت! آقای دکتر اگر همه ۱۹ ساعت کار کنند که مملکت پیشرفت می‌کند!» (۱/۴/۱۳۸۸)
او در جلسۀ دیگر: «شما مثل دیگران کابینۀ تعاونی ندارید! وام‌دار قارون‌ها نیستید. سپاه ابن‌نحسی راه نیانداختید تا ملک ری، وعده بدهید! خیمۀ ستادهایتان، قلب مردم بوده است… شما که کعبه دل‌ها را فتح کرده‌اید بیایید با نژاد احمدی خود، عطر انقلاب گل محمدی را هم به مشام برسانید. به شیوۀ پیغمبر محبوب خدا، ببخشید! عفو کنید همه آنها را که به شما توهین کردند. به ما سلام کردن بیاموزید.»
در برنامۀ دیگر می‌گوید: بخشی از اظهارات رئیس‌جمهور کشورمان در سفر به نیویورک که در خبرگزاری فرانس
۲۴ منتشر شده، حدود ۲ میلیارد و ۲۰۰ میلیون کامنت درج شده است.» (۱۱/۷/۱۳۸۹)
۱۵-آقای ف‍رج‌‌الل‍ه‌ س‍ل‍ح‍ش‍ور، ک‍‍ارگ‍رد‌ان‌ س‍ی‍ن‍م‍‍ا و ت‍ل‍وی‍زی‍ون: «اح‍م‍د‌ی‌ن‍ژ‌اد ر‌ا م‍ال‍ک‌‌‌اش‍ت‍ر ‌ع‍ل‍‍ی‌ (‌ع‌ ) در ‌ای‍ن‌ زم‍‍ان‌ م‍‍ی‌د‌ان‍م‌ و ل‍ذ‌ا ن‍ب‍‍ای‍د ک‍‍ار‌ی‌ ک‍ن‍ی‍م‌ ک‍ه‌ ‌اگ‍ر ‌ع‍ل‍‍یِ‌ زم‍‍ان،‌ م‍‍ال‍ک‌‌‌اش‍ت‍ر‌ی‌ ر‌ا پ‍ی‍د‌ا ک‍رده‌ ‌از دس‍ت‌ ب‍د‌ه‍د.» (۱۶/۳/۱۳۸۸)

او اضافه می‌کند: «به مالک‌اشتر علیِ زمان، احمدی‌نژاد رأی می‌دهم… ما به مالک‌اشتر علیِ زمان، محمود احمدی‌نژاد رای می‌دهیم و بدانید که بسیاری از هنرمندان سریال یوسف و بسیاری از هنرمندان مومن جمهوری اسلامی ایران به فرزند ایران رای می‌دهند.» (
۱۸/۳/۱۳۸۸)
۱۶- آقای حمید بقایی، ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری : «اگر به کارهایی که آقای احمدی‌نژاد انجام داده دقت کنیم، می‌توانیم بگوییم آقای احمدی‌نژاد، کوروش زمان است. آقای احمدی‌نژاد با مواضعی که در مقابل آمریکا در سازمان ملل گرفته، به نوعی کوروش زمان است.» (۲۷/۶/۱۳۸۹)
۱۷- سایت روزنامه ایران: «از نکات قابل توجه سفر رئیس‌جمهور این بود که احمدی‌نژاد در پایان سخنان خود در جمع مردم ارومیه در ورزشگاه تختی از آنها خواست برای بارش باران دعا کنند و خود نیز از خداوند متعال خواست که باران رحمت را بباراند که به محض اتمام سخنان رئیس‌جمهور، باران در ارومیه کم کم شروع به باریدن کرد و رفته‌رفته شدت آن نیز افزوده شد.» (۱۹/۱/۱۳۸۹)
۱۸- آقای اسماعیل نجار در جلسه ستاد بحران استانداری کرمان: «در بازرسی‌های ما، یک منزلی مشاهده شد که سه دیوار آن در اثر زلزله فرو ریخته و یک دیوار که عکس دکتر احمدی‌نژاد بر آن نصب شده بود، سالم مانده بود… اعتقاد مردم بر این بود که لطف و نظر خداوند بوده که این دیوار فرو نریخته است.» (۵/۱۰/۱۳۸۹)
۱۹-حسن قهرمانی‌مطلق، فرماندار همدان: «روز ورود رئیس جمهور و هیئت همراه وی به همدان، به مثابه شب قدر این استان است؛ چرا که اگر در شب قدر برنامۀ سرنوشت یک ساله آدمی رقم می‌خورد در این سفر، سرنوشت چند سال و یا حتی آینده این استان رقم می‌خورد.»(۸/۷/۱۳۹۰)
۲۰-آقای محمد کریم عابدی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی: «از شش میلیارد جمعیت جهان، ۵/۵ میلیارد نفر اعم از مسلمان و غیرمسلمان از سفر آقای احمدی نژاد به لبنان خوشحال شدند.» (۲۴/۷/۱۳۸۹)
۲۱-سخنرانی استاندار گیلان در حضور احمدی نژاد: «قبلاً دنیا ایران را به کوروش کبیر می‌شناختند ولی الان به محمود کبیر می‌شناسند.» (۸/۵/۱۳۹۰)
موارد فوق، تنها بخش اندکی از انبوه اظهارات مبالغه‌آمیز و… است که تقدیم خوانندگان شد. حال همۀ اینها را در کنار گفته‌های دیگری بگذارید که آقای احمدی نژاد را «سقراطِ زمانه» و حتی «آیت‌الله» نامیدند. بعضی دیگر «معجزۀ هزاره سوم» یا «جومونگ ایران»اش خواندند و در اولین سفر استانی به شهر قم، برخی طلبه‌های جوان، پرشور و در عین‌حال بی‌تجربه و ناآگاه در مراسم استقبال، دستش را بوسیدند و در پلاکاردهایشان نوشتند که «به بهشت نمی‌رویم، اگر احمدی‌نژاد در آنجا نباشد» و موارد متعدد از این قبیل که می‌توان با فشار یک انگشت همه را در چند ثانیه در اینترنت پیدا کرد.

 نزدیک ترین فرد به مقام رهبری و  معجزۀ هزارۀ سوم  , از قلم افتاده بود خودتان در لیست بعدی  اضافه کنید


۱۳۹۱ دی ۳۰, شنبه


درسی که  پزشکان میتوانند به جامعه بدهند

این نوشته را به شهید دکتر رامین پور اندر جانی و خانواده داغدار ایشان تقدیم مینمایم
الف صیاد



در انتخابات پیش روی سازمان نظام پزشکی کشور در چهارم اسفندماه،تمامیت خواهان  طبق معمول در حال برنامه ریزی برای رد صلاحیت منتقدین از  روند سیاسی کشور و زمامداران  متوهم  میباشند و گویا تاکنون 100 تا 150  نفر از جامعه پزشکی از جمله رئیس فعلی سازمان را رد صلاحیت نموده اند. مسئولین اداری  از طریق  مهره چینی و به اصطلاح ندید بَدیدی  خودشان  "مهندسی انتخابات"، قصد آن  دارند تا  همان برنامه انتخابات پاپولیستی را که برای مجلس و ریاست جمهوری در بین عوام داشته اند در اینجا هم اجرا و از برگزاری  انتخابات آزاد  جلوگیری نمایند.  یک توضیح ضروری :
انتخابات سنتی حتی نوع قانونی و شرافتمندانه  آن بدلیل پیش فرضهای غیر واقعی در پی ریزی دموکراسی، پایه منطقی ندارند . دلائل این  واقعیت و راه برون رفت  از  این دائره بسته که  در این لینک توضیح داده شده  مورد توجه و قبول اندیشمندان اجتماعی و سیاسی در ایران  قرار گرفته و امید است با اقدام فرهیحتگان زودتر به نتیجه برسد. "
جامعه 120 هزار نفری پزشکان که بی شک بزرگترین تشکل نخبگان و اندیشمندان کشور  هستند بعنوان  شاکله اصلی جمعیت 220 هزار نفری خدمات پزشکی،  علی رغم  تحمل سخنیهایی که سیاست بازان نابخرد به آنان تحمیل نموده اند همچنان با اراده های قوی و پایمردی در راه سوگند پزشکی و انجام تعهدات خود ، منشأ خدمات غیر قابل انکار به هم میهنان و کشور خویش بوده اند. توفیقات و جایگاه رفیع  پزشکان و اساتید ایرانی در  سطح جهانی نیازی به تکرار ندارد و آنانکه بر اثر عقده های ناشی از جهل و حسادت ، چشم بصیرتی برای دیدن  این واقعیات ندارند  به آخرالدواء بیشتر نیاز دارند.
برگزاری انتخابات سازمان نظام پزشکی بدلیل سطح والای فرهنگی اعضای آن فرصت مغتنمی است برای  رسیدن به آمال  جنبش دوم خرداد و برنامه های احزاب و شخصیتهای اصلاح طلب و جنبش سبز  بنام مشارکت فعال و معترضانه  که ما حصل آن تحمیل انتخابات آزاد و قانونگرایی به حاکمیت است  و در لینک فوق توضیح آن داده شده است.
اعضا ی محترم جامعه نظام پزشکی، بی آنکه بخواهند به ممیزی و تصمیمات اداری بها دهند ، میتوانند با هماهنگی ذیل و حضور حتمی در مراحل مختلف و  بر گزیدن شخصیتهای مورد وثوق برای تصدی و تنسیق امور بهداشت و درمان کشور، بطور قاطع اقدام فرمایند ، اگر هرکدام از پزشکان محترم در هر مرحله از انتخابات چه از نظر معرفی داوطلبان واجد شرایط  یا نحوۀ اجرا و نظارت به  روند انتخابات اعتراضی داشتند ضمن  باطل نمودن ورقه رأی ، اعتراض خود را روی آن  بنویسند یا تنها با ابطال کامل برگه خود  ، مهره چینی انتخابات را از دست مأمورین  حکومتی بر ای همیشه  خارج نمایند. به این ترتیب چنانچه معترضین در اکثریت بودند انتخابات قطعاً باطل و به طریق اصولی تجدید خواهد شد.
 البته بعضی از  افراد عادی در سطح اجتماع   ممکن است مکانیسم فوق یعنی  مشارکت هوشمندانه در انتخابات عمومی  را درک نکنند و همچنان به تقلید از ساده دلان دیگر بر طبل اعتصاب یا تحریم انتخابات بکوبند بی آنکه به القای این اندیشه از طرف حکومت ،که برای گشاده دستی  خود در تقلب یا آمار سازی در انتخابات عمومی است پی ببرند.
آگر جامعه محترم  پزشکی با گستردگی جغرافیایی و تفوق فرهنگی که بر بسیاری از نهادها دارند  در این راه پیش قدم شوند و دست تعدی دولت را از دخالت نابجا در امور  این سازمان کوتاه نمایند  سایر مردم نهادها از قبیل کانونهای تخصصی، سندیکاها ، اصناف ، اتحادیه ها و جوامع حقوقی مختلف (و نهایتاً کل جامعه در انتخابات عمومی) به تأسی از آنان در این راه قدم برخواهند داشت و این حرکت اجتماعی برای تغییر آرام و همه جانبه  در کشور  برای همیشه  مدیون جامعه پزشکی  خواهد بود.




۱۳۹۱ دی ۷, پنجشنبه


رفراندم برای
تصویب قدرت قاهره

با توجه به اصراری که محمد مورسی و اخوان المسلمین برای عبور از همه پرسی قانون اساسی مینمایند میتوانند تلاشهای خویش را در راستای تحقق دموکراسی برای تعیین سمت و سوی  حرکت مردم و کشور مصر در آینده قلمداد نمایند و جهانیان هم قاعدتاً نباید با این امر مشکلی داشته باشند چون انقلاب برای تغییر بوده است . حقیقت امر آنست که آنان بمنظور تحکیم جایگاه خویش  و تمهید مقابله با منتقدین و معترضین به رفتار حکومت جدید  ، بعنوان دفاع از حقوق مصرحه در قانون اساسی بستر سازی میکنند. بهمین جهت فرصت مناسبی  است تا مروری داشته باشیم به جایگاه  قانون اساسی از منظر عمومی، و نقش  واقعی آن در مقام عمل، ولی قبل از آن یک یاد آوری کوتاه از بحث انتخابات و  احزاب  که از عناصر اصلی دموکراسی محسوب میشوند  امّا در عمل به ابزار سلطه تبدیل گردیده اند فضای گفتگو را بیشتر روشن مینماید.
1-عدم توجه به غرائز و ذاتیّات انسان در  طراحی روشها و تأسیسات دموکراسی، از جمله چشم بستن بر فقدان آگاهی و اشراف شاکله رأی دهندگان به امر سیاست و موضوع انتخابات یا همه پرسی، و نبودن امکان  قبول مسئولیّت از سوی آنها در مورد (امضا)  و نتیجۀ کار خویش ، قرار گرفتن جامعه در تنگنای انتخاب بین بد و بدتر، میل عمومی به برگشت روال عادی در زندگی روزمره، و نهایتاً تعیین تکلیف برای کشور از سوی ملغمه سیاستمدارن فریبکار و پیروان نا آگاه آنان بجای  اخذ تصمیم توسط خبرگان و متخصصین امور، انتخابات را از حیّز انتفاع ساقط و به  امری مهمل و زیانبار برای دموکراسی تبدیل  نموده  است. در مثال زنده همه پرسی مصر  ،اندکی بیش از 20 در صد از واجدین شرایط رأی دادن که شاید 15در صد از مردم عادی میباشند و تنها شرط سنی را دارند، قانون اساسی مورد نظر تمامیت خواهان مصر و حامیان خارجی آنان را  تصویب نموده اند  ولی سایت بی بی سی با وجود چنین آمار و ارقام رسمی   در چرخشی  دیگر گزارش نمود که اکثریت قابل توجهی! از مردم به این قانون رأی مثبت داد ه‌اند  ، که بنظر نمیآید این پایان داستان باشد.
معترضین مصری  میتوانستند در حالی که ، انجام تقلب گسترده یا کودتا از سوی حکومت هنوز غیر  عملی است،  بجای فراخوانی مردم به تحریم همه پرسی ، با استفاده از فرصت، نسبت به توجیه و دعوت از مردم برای "مشارکت معترضانه" و انتخاب گزینه (نه)در رأی گیری، مهار بازی را از دست حکومت خارج کرده و قانون پیش نهادی را باطل و خواستار انجام اصلاحات در پیش نویس آن شوند. توضیح بیشتر  در مقاله "عبور از سراب دموکراسی" از طریق حضور معترضانه در تمام انتخابات در این لینک
2-  از دیگر نارسائیهای دموکراسی در محاجه با خصائل آدمی، که در همین نا معادله  انتخابات قرار دارند ،تلقّی طبقاتی گیرندگان رأی شامل سیاست پیشه گان، حکومت  و احزاب سیاسی از مردم میباشد که با تمایز خود از دیگران  بعنوان اصحاب قدرت  ، خودیها را محق به رانت گیری از منابع ملی میدانند. خصلت تکاثر  (قدرت و ثروت) در  ذاتیات انسانها  به اضافه ساز و کارهای رایج سیاسی حکومتهای امروزی به اسم دموکراسی، که برای مشروعیت بخشی به استمرار و اقدامات خویش از طریق انتخابات صندوقی است ، بزرگترین مانع در راه حلول روح دموکراسی در جامعه است که همین امر  منبع گسترش انواع فسادها و نابسامانی در کشور میباشد. احزاب سیاسی از این منظر  در این لینک  مورد نقد و ایراد ماهوی  بوده اند.

اهمّ دلائلی که باورمندان به ضرورت قانون اساسی و جایگاه بنیانی آن در تشکّل و ارتقای جامعه سیاسی در یک کشور بدانها استناد  مینمایند، بقرار  زیر میباشند:
·        قانون اساسی عالی‌ترین سند حقوقی  کشورها و راهنمای تنظیم قوانین دیگر است.
·        قانون اساسی تعریف کنندهٔ اصول سیاسی، ساختار، سلسله مراتب، جایگاه، و حدود اختیارات سیاسی، و تعیین و تضمین کنندهٔ حقوق شهروندان کشور است. هیچ قانونی نباید با قانون اساسی مغایرت داشته باشد.
·        قانون اساسی قانون تعیین کنندهٔ نظام حاکم است،
·        قانونی اساسی مشخص می‌کند منبع حاکمیت ملی چیست  اختیارات و وظائف متوازن چگونه تقسیم  و در کجا متمرکز شوند .
·        روابط حاکمیت با آزادی‌ها و حقوق افراد ،و  بخش های مختلف نیروی حاکمیت  اعم ازدستگاه  مجریّه،  مقننه و قضائیّه ، اختیارات و مسئولیت‌های حکومت در قانون اساسی تعریف میشوند
ولی در مقام عمل ، پس از انقلاب و بر انداختن دیکتاتوری قبلی، هدف از آن همه تشریفات و زیاده گوئیها برای تصویب قانون اساسی جدید  نظیر آنچه اکنون در مصر میگذرد  ، تفویض "قدرت" به سیاسیّونی است که از روز اوّل دست بالا را دارند  و حواله مردم به کاری به واقع مهمل  بنام انتخابات، بعنوان زبان سیاسی جامعه ،تا مردم و نسلهای آینده،  پیش از تولد تا پس از مرگ اسیر این بازی و تلاش و مبارزه برای باز پس گیری  آزادی خود از حکومت باشند. بنا بر این قانون اساسی پس از تصویب شکلی، به صورت غل و زنجیر به دست و پای  ملت در میآید که ضررش بسیار بیشتر از منافع آن است و معمولاً چنین زنجیری جز با انقلاب و تغییر کلی باز نمیشوند مگر آنکه حاکمیتی بخواهد به سر نوشت دیکتاتورهایی نظیر صدام و قذافی گرفتار نشود و به منتقدین مشفق گوش دل بسپارد تا هیچ توطئه و دشمن خارجی نتواند به آنان و کشور آسیب کلی برساند.
قوانین اساسی فی ذاته  نه مقدّسند و نه کامل و چه بهتر که در زمره قوانین عادی به حساب آیند تا بتوان از آنها و نظام سیاسی بر اساس عقلانیت و کارشناسی امور به فوریت رفع نقص و محظور  نمود. ضمناً کشورهایی  که قانون اساسی ندارند از بابت نداشتن آن  ضرری نکرده اند.
 توضیح بیشتر به نقل از "نارسائیهای دموکراسی از دید مردمرایی":
چون در زمان تدوین قانون اساسی هنوز مراجع قانونگزاری تشکیل نشده و ساز و کار لازم در تهیّه و تصویب قوانین وجود ندارند اطلاق عنوان «قانون» به آن محلی از اعراب ندارد خصوصاً آنکه ضمانت اجرایی هر قانون مقدم بر خود قانون میباشد تا به  شأن و اعتبار آن خدشه ای وارد نگردد . معمولاً از چنین سندی  بعنوان اعلامیّه آزادیها، اساسنامه یا منشور محافظت از حقوق و آزادیهای مردم و یا نظائر آن یاد میکنند. ولی حاکمان ما چون میخواهند از این میثاق بعنوان چوب قانون استفاده کرده و منتقدان و مخالفان را به بهانه نقض قانون تحدید و یا تهدید و حذف نمایند، بلحاظ استفاده ابزاری ترجیح میدهند که آنرا با همان عنوان قانون بشناسند و خطر دو لبه بودن این تیغ و استناد مخالفین به نقض قانون اساسی توسط حاکمیّت و عوارض آن را هم نیک میدانند ولی از طرفی خیالشان راحت است؛ زیرا طبق یک عرف بازاری در موارد حل اختلاف اول باید دید که ریش کجا است تا حق را به‌او بدهند.*[1]در اینجا هم چون ریش ملت در دست ارباب قدرت به گرو رفته و حکومت در تصرّف آنها است، هر چه منافعشان ایجاب نمود و دلشان خواست می بافند و میگویند، و وقتی که قوه قضائیه هم دست نشانده وخودی باشد تفاسیر و برداشت آنها از قانون اساسی، البته که مرجّح شناخته میشود. در حالی که میدانیم قانونگزاران و مجریان نباید در تدوین و اجرا ی طرح و لایحه منافع شخصی داشته باشند ( تمهیدی که‌ اصل تفکیک قوا برای جلو گیری از  ایجاد رانت خواری و یک قطبی کردن قدرت سیاسی بر آن مترتب بوده‌است). به هر حال عنوان این میثاق اولیّه چندان مهم نیست ولی آغاز کژ مداریست.
سؤالاتی در مورد موقعیت و نقش قانون اساسی در برقراری دموکراسی وجود دارند از جمله:
اوّلاً - آیا قانون اساسی برای گروههای مختلف جامعه شامل آنهائیکه:
- به آن رأی مثبت داده‌اند؛
- با آن مخالف بوده و بدان رأی منفی داده‌اند؛
- بدلیل پشیمانی و پی بردن به غرر و غبن در قبول آن از رأی مثبت خود عدول کرده‌اند؛
- بدلایل ناباوری به روند امور در رفراندم شرکت نکرده‌اند؛
و یا در زمان رفراندوم واجد شرایط رأی دادن نبوده و یا بعداً متولد شده‌اند؛ به یک سان الزام ‌آور میباشد؟ و اگر جواب منفی است چند در صد از مردم و بخصوص نسلهای جدیدتر در حال حاضر  انصافاً و یا بلحاظ شرعی ، قانونی یا اخلاقی بدان قانون اساسی ملتزمند. آیا اگر براساس همان سرشماری انتخاباتی در زمان حاضر رفراندمی برگزار شود آیا قانون ‌اساسی از نظر شکلی به همان تصویب ناصواب هم میتواند برسد؟ آقای خمینی میگفت که نه اینگونه نیست و پدران ما حق نداشتند برای ما تعیین تکلیف کنند(نقل به مضمون) ولی مهمتر از آن ، چنانچه   به ماهیت و مفهوم رأی اشاره شد ،عامه مردم صلاحیت پرداختن به امور تخصصی را ندارند و هر کدام از خبرگان و متخصصین هم تنها در حوزه صلاحیت و اهلیت خود میتوانند دخالت و اظهار نظر مسئولانه! بنمایند. پس قانون اساسی بمفهوم حقیقی و حقوقی آن یعنی قرارداد منطقی و منطبق با قاعده لاضرر که روح قانون در آن وجود داشته باشد با متونی که  با ترجیح  قومیت ، مرام و مذهب تدوین شده باشند تنافر ذاتی دارند. 
ثانیاً - وجود قانون اساسی در روند استقرار دموکراسی در جامعه حائز چه درجه‌ای از اهمیّت و اولویت میباشد؟ اصلاً آیا داشتن قانون اساسی یک وحی منزل است؟ نفع و ضررهای آن چیست؟ آیا آن کشورهائی که مبلّغ و در بسیاری موارد خود واضع یا حتی از امضا کنندگان قانون اساسی برای برخی دیگر از جوامع میباشند همه خودشان دارای قانون اساسی مدوّن و منسجمی میباشند، آنهم با آن نگرشی ابزاری که حاکمان ما بدان دارند؟.
گفته میشود که قانون اساسی ما در پرتو تعالیم دینی و توسط خبرگان تدوین شده‌ است، ولی سالهاست که مرورگرهای سانسورچی و خبر چین ها به واژگان «قانون اساسی» در مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی حسّاسند چه رسد استناد به مفاد آن در مقابل حاکمیت یا بحث محتوائی بمنظور استدعای انجام اصلاحاتی که بموجب همین قانون پیش‌بینی شده؛ چه ‌اینگونه ‌افکار و سخنان برای اصحاب قدرت معادل کفر مینماید.
قانون اساسی بعد از طی مراحل تحریف و اینکه لابد در راستای خصوصی سازی، به صنف روحانیون حکومتی تملیک شده‌است؛ غاصبین آن مانند خار پشت در خود فرو رفته و کسی را جرأت نزدیک شدن به آنان نیست. در صورت تمسّک مردم به‌این قانون، اقتدار یافتگان با این ادعا که طرح اینگونه حرفها ایجاد تشویش در اذهان جامعه‌است و بحث از اینگونه مقولات، امام زمان ما و مقدسّات ما را به خطر میاندازد غیرتشان (برای حفظ منافع) بجوش میآید و حاضرند در راه حفظ آن به هر فساد و جنایتی مبادرت نمایند. در نتیجه ، تاریخ همچنان گردش ناگزیر خود را که متأثر از اعمال خودسرانه زورمداران و عکس‌العمل‌های جامعه تحت سلطه است تکرار میکند. شک نیست که هر قانون منجمله قانون اساسی  اگر بتواند جامعه را از کج ‌رویها محافظت کند و دستگاه قضائی مستقلی (که هیچگاه وجود نداشته و در دموکراسی‌های موجود باغلب احتمال بوجود نخواهد آمد) بتواند از این حیث حقوق تمامی آحاد جامعه را استیفا نماید داشتن قانون اساسی کار را آسانتر مینماید. ولی زمانی که این عنوان منحصراًًَ بعنوان شمشیر دموکلس بمنظور ایجاد خفقان و حذف سیاسی یا فیزیکی منتقدین از صحنه سیاسی آنهم در مقیاس دهها  و صدها هزار نفر در اختیار حکومت باشد  گذشته از اینکه ناقض دلیل وجودی خویش و عملاً ملغی است، داشتن چنین سند منازعه بر انگیزی تنها وبال گردن جامعه و موجد فساد بیشتر است. حقیقت امر آنستکه پس از انقلاب و بر انداختن هیئت یا طبقه حاکمه سابق ،هدف پنهان ازاین همه تشریفات و زیاده گوئیها در بوجود آوردن قانون اساسی جدید ، تفویض قدرت از روز اوّل به سیاسیون و هیئت حاکمه تازه بدوران رسیده و حواله مردم به کاری به واقع مهمل  بنام انتخابات بعنوان زبان سیاسی جامعه است تا شهروندان از قبل از تولد تا پس از مرگ اسیر این بازی و پیامدهای آن باشند. بدین سان قانون اساسی در دموکراسیها همان وظیفه ای را برای حاکمیت بر عهده گرفته که جادوگران قبیله و یا دینکاران برای حکمرانان قدیم داشتند یعنی تقدیس و انحصار قدرت و قدرتمداران. عوامل خارجی نیز سر بزنگاه با عمده کردن موادی از قانون اساسی در تفاسیر و اظهار نظرهای خود عملاً وارد دعوای خانگی گشته و سلسله جنبان اختلافات بنفع خود در راستای سناریوی سیاسی مرجح یا صرفاً مفید بمنافع خویش میشوند.
برای اطلاع از خلاصۀ دموکراسی در ایران فردا یا  طرح "مردمرایی"، بعنوان جایگزین و بدیلی برای دموکراسی که هیچ کدام از معضلات فوق را ندارد به این لینک مراجعه فرمایید. رد اصولی موضوع و یا انتقادات جدی شما موجب روشنگری و  یا ار تقای ضریب اطمینان از اجرایی بودن آن خواهد بود.















[1]- تعبیر وعرفی در بازار- مبتنی بر اصل قوی بودن دست تصّرف درمحاکم