۱۳۹۱ اسفند ۲۴, پنجشنبه

حباب قدرت








 حباب قدرت  سیاسی

برای  باز بینی و عیب یابی  هر ساختار  عینی یا فکری باید اوراق دفتر و چشمها را  شست،  ذهنیّات و پیش داوری در مورد آن  را به کناری نهاد  و انتقادات موجود از سوژه را هم با دیده منّت نگریست تا اگر ناهَمایی و خللی در کار باشد، بهتر به چشم آید و برای آن چاره اندیشی شود . در این نوشته بطور خلاصه به آنچه که از بدیهیات دموکراسی میدانیم از دیدگاهی متفاوت از تعاریف رسمی و کلیشه‌ای نگریسته میشود،  باشد که علل عقیم  ماندن  آن معلوم  گردد. با نگاه از این منظر به دلایل بیهودگی و نا کارآمدی  تلاشها و  مبارزات سیاسی  برای برون رفت از  مخمصه ها در ایران ،به اظهار نظر  پیشکسوتان سیاسی در این باره نیز ،با آوردن  لینکها اشاره شده است.

در مقاله” ماهیّت قدرت “ + لینک  نویسنده محترم  بر داشت خود را از ذهنیّت ایرانیان در باره قدرت،  و دگر دیسی  و تحول رفتاری  آنها در هنگام  تعامل با این پدیده بیان نموده اند . در ادامه بی آنکه بحث اصلی را  که عنوان مقاله است ادامه دهند و یا رابطه بین قدرت سیاسی و اقتدار ملی را بیان کنند  به امر (محتوم) پیروزی ملّت بر قدرت مداران بسنده کرده، به امید  رسیدن به مدینه فاضله ، به انتخابات آزاد  جهت بستر سازی برای اجرای بدون تنازل قانون اساسی روی آورده اند .--
 از طرفی دست اندکاران  سایت جدید انقلاب اسلامی ضمن  تبیین اهداف خود،  انتخابات را شکل ناقص مردم سالاری مینامند :
"استقرار ولایت یا حاکمیت جمهور مردم که،  مردم سالاری بر اصل انتخاب، شکل ناقص آنست.".--

         بدلیل رسوبات ذهنی مردم از اعتقاد  و وابستگی به یک قدرت فائقه، و پسماند اعتماد و متابعت قومی  و مرامی، از عناصری مانند شاه، خان، ملاّ ،مفتی ، قطب و غیره از یک سو ، و عدم باز نگری راههای طی شده از سوی آزادیخواهان که نتیجه آن بی  بهره ماندن  از آزموده های  پیشین  و تکرار نادمانه تجربه‌هاست ، کشور از ابتدای جنبش مشروطه تاکنون از رسیدن به استقلال ،آزادی و رشد باز مانده است. 
گفتگو  برای شناخت  ماهیت قدرت که بسیاری  آنرا با اقتدار ملی و قدرت دفاعی کشور  اشتباه گرفته  یا با آن  عجین و لازم و ملزوم  یکدیگر می پندارند، و  دقّت در چیستی و چرایی این عنصر ، میتواند عوامل و روند تولید استبداد  را بر ما معلوم نماید تا بتوانیم در مرحلۀ تغییری که در پیش رو داریم ، از باز تولید قدرت سیاسی که ماهیت آن دیکتاتوری فردی یا گروهی است پیشگیری نماییم.
 ایده دموکراسی قرنهاست که از رسیدن به هدف اصلی خویش در این راه  یعنی حذف دیکتاتوری از صحنه سیاسی نه تنها ناتوان بوده،  بلکه در همه جا خود بعنوان وسیله ای مدرن و کار آمد به استخدام قدرت سیاسی  و استبداد، در اشکال مختلف آشکار و پنهان آن در آمده است .
اگر حاکمیت نشأت گرفته از فطرت انسان و در اختیار مردم بود، و مشارکت سیاسی  و اجرای  میثاقهای ملی طبق آنچه مد نظر بوده امکان پذیر میشد،  احتمال رسیدن به آرمانهای دموکراسی، که گسترش عدالت و رفاه اجتماعی است، وجود داشت . ولی دل بستن به ابزار دموکراسی یا دموکراسی ابزاری در هر نظام سیاسی ، آنجا که  خواستهای زور مداران (طیف یا طبقه حاکمه)  محور کار و فصل الخطاب باشد جز سر گردانی ، شکست و نا امیدی  نتیجه ای را ببار نخواهد آورد .
آزادیحواهان از زمان مشروطیت تا کنون در چند مقطع، انتخابات آزاد را تجربه کرده اما راه بجایی نبرده اند . تجربه های گذشته و   دلایلی که در زیر مختصراً به آنها اشاره خواهد شد بما میگویند که : "قدرت سیاسی" ناشی از  انتخابات، نسخه‌ای کامل  برای ایجاد دیکتاتوری فردی یا گروهی و گسترش تباهکاری میباشد . نشان به همان نشان که  از نگاه درونی، باستثنای نظامهای جامعه گرا، کمتر کشوری  را میتوان سراغ نمود که  در آن دموکراسی موجد آزادی شده باشد!!.  آنچه را هم بعنوان آزادی در کشورهایی  که بحرانهای انقلاب و یا جنگ را پشت سر گذاشه‌ اند، می یابیم ، میرٍاث ابتدای کار و مربوط به زمانی است که تمرکز قدرت و هژمونی  سیاسی وجود نداشته و حاکمیت  هنوز از آن ملت بوده است . در مورد آزادی باقی مانده در هر نظام  ،  حکومتها ،همواره  بخش عمده ای از استعدادها و منابع ملی را در راه  حفظ  توهّمات و ایدئولوژی خود نظیر   (رسالت حفظ دنیای آزاد -دفاع از حقوق طبقات محروم-آرمانخواهی) ،صرف بقای خویش و اذناب خود نموده  و همان آزادی  موجود را  هم آماج  تهدید و  تحدید دائمی قرار  داده‌ اند.  
 پیش تر  اشاره شد که ایرانیان در چند مقطع زمانی، انتخابات آزاد را تجربه کرده ولی از این طریق بجایی نرسیده اند . پاسخ  چرایی آن در این است که در برهه‌های  مذکور قدرت سیاسی هنوز تولد نیافته و حاکمیت از آن  مردم بوده است ولی با نطفه گیری گروه حاکمیت آنچه در دستور کار بوده  نیمه تمام مانده و  یا بدست فراموشی و انکار سپرده شده است  . در ابتدای انقلابهای گذشته،  نه نظام مشروطه، ولایتی برجامعه داشت و نه  جمهوری اسلامی، شاهنشاهی را به ارث برده بود  . ولی در هر دو مورد،  قدرت سیاسی به مثابه یک همزاد، با انتخابات عمومی  متولد شده با تغذیه از آن فربهی گرفته  و گروه حاکم ، با اتکای  برآن و القای مشروعیت خویش، و بهره گیری از اجرای فرمولهای رایج  دموکراسی، توانسته بر  ارکان حکومتی و منابع و مقدّرات کشور تسلط یابد.
 مهمترین ایرادی که به دموکراسی تحریف شده  وارد است بزرگداشت  و حفظ  قدرت سیاسی و محوریّت آن در تئوری، و هم در مقام عمل و فرهنگ سازی میباشد. تغییر کاربری مؤلّفه های اقتدار ملی مانند نیروهای دفاعی و انتظامی، به قدرت سیاسی، و شخصی نمودن آنها فریبی  است که همه جانوران سیاسی بدان اشراف دارند . در فرهنگ دموکراسی  اهم  ابزار و ادوات برای فراوری "قدرت سیاسی"  علاوه بر توده مردم بعنوان مادّه اولیه عبارتند  از :

الف-  انتخابات صندوقی :
       غرض از صندوقی بودن انتخاب بعنوان یکی از نقایص دموکراسی، بیان  روشی است که اکثریت شرکت کنندگان در آن بدون اشراف و حتی  آگاهی، در مراسم رأی گیری بعنوان توده‌های فعل پذیر جمع میشوند و رأی اندازی مینمایند. در این باب نکات ذیل قابل تذکار و تأمّل است :
1- ندانستن آثار و نتایج هر اقدام و نیز  عدم امکان مسئولیت پذیری در قبال عمل یا  امضای  خود  (که انتخابات عمومی مصداق کامل  آن است )،  منطقاً و به لحاظ حقوقی  ، محجور بودن و  نداشتن صلاحیت و اجازه انجام کار به فرد (در اینجا رأی دادن) را  باعث میشود.
2-  اصولاً انتخابات بدون توجه به  ظرفیتها، استعداد  و غرائز نوع بشر ، چه رأی دهندگان  و چه گیرندگان و بهره وران  از آرا طراحی شده است .در این پروسه ، عناصر حاکمیّت و بهره‌گیر از انتخابات، بر مبنای غرایز ثروت و برتری خواهی و عارضه تکاثر،  با سوء استفاده از نا آگاهی رأی دهندگان، و دادن وعده های موهوم و اطلاعات غلط و تشویش افکار عمومی ، از آنان رأی می ستانند. تازه این نقایص مربوط به جایی است که انتخابات در آن طبق مرّ قانون و  به اصطلاح شرافتمندانه و بدون مهندسی برگزار شوند. چه رسد به  وقتی که رژیمی  علاوه بر انتصاب نهادهای غیر ملی مانند  شورای نگهبان ، سپاه و بسیج برای تولیت انتخابات ،  رسماً بر آزاد نبودن و  مهندسی شدن  آن هم اذعان دارد .
  3 – برگزاری انتخابات بخصوص نوع فرمایشی آن یک بازی شیطانی است که هدف اصلی آن کسب یا القای مشروعیت برای قدرت سیاسی است. انتخابات دارای دو بعد میباشند. اول بعد پوششی و ظاهری مانند برگزیدن نماینده مجلس و یا رئیس جمهور. ولی بعد اصلی و پنهان انتخابات به تعبیر حکومت‌ها، که دیکتاتورها آنرا بیشتر عمده میکند،   مشروعیت بخشی به نظام سیاسی است.  طبق این برداشت  شما به هر کس که رأی بدهید یک رأی مشروعیتی هم به حکومت داده اید. پس میتوان تعبیر  حکومت را ملاک قرارداد و از همین رأی گیری فلّه ای برای ابراز عدم رضایت شهروندان به هر دلیل مانند رد صلاحیت جناحی و حذف نام منتقدان از لیست انتخاباتی، با دادن رأی منفی!به لغو  مشروعیت حاکمیت پرداخت . این گزینه بهترین روش اعتراض مدنی است و در مقایسه با تحرکات تنش آفرین و هزینه ساز کار آمد ترین آنهاست. متأسفانه اکثر  کنشگران سیاسی بنا به عادت، از استفاده صحیح آن بعنوان  رفراندم (ملی) و یا از تأمل در مکانیسم و بازدهی  آن غافلند و تنها حکومت است که تا کنون مکارانه در بل گرفتن از  نمایش انتخابات و القای مشروعیت به نفع  خویش  استفاده نموده است.
4-    اینکه چه کسی یا چه کسانی انتخاب شوند برای حکومت چندان  مهم نیست چون قانون گذار ،مجری و قاضی اصلی  در همه امور    خود اوست . در ثانی  برای تأمین  منافع خودیها و بی نتیجه نمودن برنامه های هر دولت یا مجلس مستقل و استفاده از آنها بعنوان تدارکچی، به اندازه کافی ابزار لازم را در اختیار  دارد.  معترضین اعم از اینکه  انتخابات را تحریم کنند یا به امید واهی به گزینه های نازل تر رأی دهند ،بین دو تیغ گرفتار و نتیجه کار انتخابات به ضرر آنها ست مگر آنکه با استفاده از فرصت ، به شرکت معترضانه و  ثبت رسمی نمره منفی خود، و مردود دانستن حاکمیت ، روی آورند. .+ توضیحات بیشتر در این لینک

5-  اگر فعالین سیاسی انتخابات را از زاویه دید حکومت یعنی حریم امن و حفاظ و  آخور مشروعیت بنگرند، و  این منبع تولید قدرت (رأی دادن مردم) را با روشنگری مدیریت کنند میتوانند از شرّ  دوالپای منحوس خلاصی یابند.   بخشی از مخالفان به تحریم انتخابات دل بسته‌اند ولی از ارائه یک تحلیل قابل قبول در مورد چگونگی نتیجه گیری از آن عاجزند. اگر منظور  ایجاد خدشه در حقانیت  حکومت است که حکومت چندان هم به آن دل نبسته و  مشروعیت  خود  را از عوامل غیبی میداند .  از طرفی شما با حکومت تحمیلی چه کار میتوانید بکنید؟ آیا شما  هم جزء گرهکهایی هستید که میفرمایند  اجانب به بهانه عدم مشروعیت حاکمان ، مانند لیبی یا سوریه  ، به کشور حمله کنند؟ جالب آنکه  دو نظر متضاد مبتنی بر لزوم شرکت در انتخابات و  لزوم تحریم انتخابات (که هر دو دادن امتیاز مثبت! به رژیم است)برای جلوگیری از حمله  نظامی بکشور از دو سوی منازعه ،  مطرح شدند که اگر بنا به استدلال و  گزینش عقلانی باشد ، در صورتیکه مشارکت با دادن رأی منفی توأم گردد، هم از جنگ جلو گیری مینماید و هم  به سلب رسمی مشروعیت و بهم زدن بازی حاکمیت تمام میشود . از سویی آنانکه با تحریم در پی مشروعیت زدایی از رژیم هستند  ، غافلند از اینکه، اولاً حد نصابی برای شرکت کنندگان در انتخابات وجود ندارد که با غیبت خود و آبستراکسیون  بخواهند آن را از اکثریت بیاندازند . حکومت با  ده - پانزده در صد  آرای افراد  موظف و خودی که در اختیار دارد ،سر و ته کار را به هم میآورد و از لطف تحریم کنندکان ( کم شدن آرای منفی ) هم باطناً خوشحال است.  در ثانی حکومتی که بر پا است نیازی حیاتی به  کسب مشروعیت در خود نمی بیند و اگر در این پروسه  احتمال  تحمل ضرر از دریافت آرای  منفی باشد، که هست  ،حتی‌المقدور  از انجام رأی گیری تا حد عدم برگزاری هرگونه از انتخابات پرهیز میکند . شاهد این مدعا  طرحهای تجمیع انتخابات و  انتصاب رئیس جمهور از سوی مجلس میباشد . ترویج فرهنگ حضور معترضانه که ریختن رأی منفی به صندوق، به تشخیص خود رأی دهندگان، و گفتن  نه بزرگ است، مانند چوب تر، حکومتها را براه راست هدایت کرده بساط انتخابات فرمایشی و حتی زاویه دار با  دموکراسی را در هر کشوری  به هم  میریزد و منجر به بیمه نمودن عنصر جمهوریت و احیای روح دموکراسی در جامعه سیاسی میشود . به تأیید کارشناسان و متخصصین امر ، مقابله با سونامی آرای مخالف یا باطله ( سیل امتیازات منفی) برای حکومتها غیر ممکن است و چنانچه دیدیم تنها راه باقی مانده برای رهایی از آن  ، انجام کودتا بر علیه ساز و کاری است که خود متصدی آن بوده اند.
   حضور معترضانه و ریختن رأی اعتراضی در انتخابات تا بدان حد کار ساز و غیر قابل دفاع است که رژیم خود برای فرار از آن به استقبال از تحریم رفته و مشروع بودن تحریم  را القا میکند. برای نمونه در این لینک شرح داده شده که چگونه + خبر گزاری پارس  علی رغم گزارش قبلی در مورد  " تعیین مصادیق مجرمانه تحریم انتخابات" در سال 91،  اخیراً  حتی برای  اصولگرایان تحریم را یکی از روشهای  قابل قبول دانسته است. پس آن قدر  تکرار کنیم  تا آویزۀ گوش همگان شود که انتخابات در درجه اول یک رفراندم ملی برای تأیید یا سلب مشروعیت ار حاکمیت است . در این حال  ریش حکومت در دست ملت قرار خواهد گرفت، اگر مردم از اوضاع راضی بودند و نخواستند کارنامه مردودی رژیم را بدستش بدهند ،  میتوانند  در این رفراندم ، برای امور قانونگزاری و یا اجرایی هم ، افزادی را استخدام نمایند .

7-   برای دیندارن و اصولگرایان باید رد انتخابات صندوقی ، یکی از  واجبات باشد زیرا انذارهایی در مورد اکثریت ، مانند  ( اکثریت نادانند، فکر نمیکنند ، درک نمیکنند ....)، بر این باور غلط ،که  نظر اکثریت بر حق است، خط بطلان میکشد.  این درس بزرگ خود بیان یک واقعیت اجتماعی در همه زمانها، و مشعر بر لزوم تخصصی بودن همه امور میباشد . اصالت نداشتن نظر عوام ،  ما را   به یک  اصل منطقی دیگر راهنمایی میکند که ، در هر رشته از کارها  باید ! تنها  کارشناسان  آن رشته و  یا (اولوالامر) بشرطی که مشمول منکم  یعنی عضو آن جامعه کاری باشند، در حد اطاعت!! محل رجوع واقع شوند.
        برای انذار به خنّاسان و آیات شیطانی دست اندر کار مضحکه انتخابات، منع صریح  (ولا تقف ما لیس لک به علم ...) یک فصل الخطاب است. بنا بر این در حرام بودن این بساط  توده‌ای و پاپولیستی یا بقولی همج الرّعا  ، که افراد حقوق و سر نوشت خود، دیگران، و آیندگان را از طریق قرار دادی یک طرفه، نا آگاهانه  به (قدرت سیاسی) هبه مینمایند شکی نیست ، مگر آنکه آقایان ولایتاً آیه های جدیدی نازل کنند


ب - قانون اساسی
در صورتی که اعلامیه یا میثاق  قانون اساسی با گرایش به یک مرام ،مذهب  یا توهّم شکل گرفته و خشت اول آن کج  بنا نهاده شده باشد سنگ زیر بنای  دیکتاتوری است که بر اساس خصیصه قدرت، نهایتاً به ضد خود تبدیل میشود. متولیان هرکدام از گرایشهای عقیدتی، قومی یا مرامی در هنگام طرح قانون اساسی  اگر دست بالا  را داشته باشند ، پس از تحمیل خواسته‌های خود به دیگران ، بلافاصله  هسته حاکمیت و دستمایه  کسب سلطه  بر کشور را تشکیل داده و هر لحظه بر دامنه آن و امکان  سلیطه گری  خود می افزایند. چنین مجموعه ای  به ندرت  حاضر است  جز با  انقلاب و یا جنگ به عقب نشینی از مواضع غصبی خود و واگذاری حاکمیت ملی به مردم تن در دهد . قوانین اساسی که  مغایر با احترام به عقاید و باورهای مردم ، عقلانیت و روا داری باشند، با محک کرامت انسانی و اعلامیه حقوق بشر مردودند .  توضیح بیشتر در این لینک+


     
ج-    احزاب سیاسی
  از دیگر ابزار کسب قدرت برای حکومتها، احزاب(سیاسی)، گروههای فشار  و لابی گری میباشند . بر خلاف کانونهای تخصصی یا  صنفی و سندیکاها که با همکاری  فکری و کمکهای مالی اعضای خود در کنار سازمانهای اصیل و جامعه گرا  در پی اعتلای  وضع خویش هستند ، احزاب سیاسی، صنفی از سیاست بازان  میباشند  که هدف آنها دسترسی به منابع مالی عمومی و رانتهای مختلف  حکومتی است .  احزاب یا باید وابسته به حاکمیت باشند یا غیر خودی و بیگانه اند .
تحزب از نظر دینی هم بر خلاف  اصل صریح  "اعتصام"  و دستور احتراز از تفرقه و گروه گرایی است . توضیح بیشتر در این لینک.

نتیجه اجرای  روشهای جاری دموکراسی صرفنطر  از اینکه با چه درجه ای از خود محوری  و عقلانیت انجام شود،  آنست که توان و قدرت دفاعی  را که برای حفظ استقلال و آزادی کشور است، مصادره نموده و بشکل قدرت سیاسی، در اختیار دیکتاتوری فردی یا گروهی قرار میدهد تا در درون کشور و در صورت هژمونی در سطح بین المللی به پیشبرد منافع و مقاصدخود بپردازند. پس از کسب اندک قدرت سیاسی به محض انعقاد هسته حاکمیت ،مقدرات و منابع مالی کشور با ساز و کار کذایی در اختیار حکومت قرار میگیرد تا به دلخواه خود در راه ایدئولوژی یا دیگر مطامع ، آنها را هزینه کند و چیزی که به بوته فراموشی سپرده میشود اهداف دموکراسی و شعارهای زمان تغییر  میباشد.  این نقیصه منحصر به ایران نیست بلکه در تمام دنیا  البته با شدت و ضعف  در عقلانیت  اجرا میگردد.
برای برون رفت از دایره بسته دموکراسی  وارداتی باید به روشهای جایگزین اندیشید که در آنها وسایل و ابزار رسیدن به دموکراسی واقعی، با هدف خود هماهنگ باشند و در هر قدم بتوان آنها را باز نگری و اصلاح نمود.
 یک نمونه از این نوشته‌ها  (طرح مردمرایی)  یا دموکراسی در ایران فردا است. در این پیشنهاد با جلو گیری از  دگم شدن  هیئت حاکمه که در حکومتهای غربی به سرمایه خوار و در شرق به استبدادیان ایدئولوگ  تبدیل شده اند، بدون نیاز به حزب (سیاسی) و انتخابات توده ئی، استقرار دولتی سیّال و متکامل  که در عین حال جایگزین حاکمیّت است تشریح شده است.   در این روش بهترین افراد ممکن در سراسر کشور  بطور طبیعی ،عهده دار اجرای امور بشکل  آگاهانه و  با  نظارت، مشترک و متقابل در تمام سطوح و در تمام دقایق ! خواهند شد و بجای باندهای حزبی، بدنه کارشناسی دولت و مردم‌نهادها ، بشکل هرمی کار برنامه ریزی و نظارت بر اجرای قوانین را انجام میدهند. 





۱۳۹۱ اسفند ۱۶, چهارشنبه

روشنفکران مدل پنجاه و هفت و انتخابات


روشنفکران مدل 57 و تحریم انتخابات

اصل این مقاله  در سایت امروز و قبل از انتخابات مجلس در سال 90منتشر شد



امسال سال بت شکنی است و به همین مناسبت  پیام نوروزی ایرانیان با فراخوان " نه به حاکمیت"  شروع میشود.  دوازدهم اسفند ماه  روز مبارکی است. فرصتی طلائی برای نه گفتن،  و اثبات اقتدار ملت بر حکومت.  روز رستن  و رهائی  برای همۀ ایرانیان.  دیر زمانی است که  همگان  درانتظار این صبح امید و  پیروزی روشنایی بر ظلمتبسر میبرند.  مردم آزاده  ازهر تبار ، قومیت ، باور و نحله فکری که باشند، در این نو- روز بر بینی لویاتان ارتجاع و استبداد ، مهار میزنند و این دوالپای خبیث را به زیر میکشند، وجود  مزاحم و نکبت باری که  ، سالها است حسرت نفس کشیدن در فضای آزاد را بر دل مردم این دیار  نهاده  ، و فرصت خود بودن را از آنان سلب کرده است. بزودی این حال و هوای خفقان آور با تنبیه و تحقیر ، دیکتاتوری  برای همیشه به پایان میرسد. در آینده  بسیاری در منطقه  از این روز به یوم النکال تعبیر خواهند نمود.

 اتین دو لابوئتی در سال ۱۵۵۰ میگفت اگر صبحگاهی پس از آنکه از خواب برمیخیزیم، همه به جای "آری" یکصدا، یک "نه" به جبار بگوییم و به جای "تعظیم" به وی،  از او "روی برگردانیم" در طرفةالعینی دیکتاتور به زیر میآید و بدون آنکه قطرەای خون ریخته شود مبارزە برعلیه  ستمکاری به نتیجه میرسد.   آن صبحگاه در روز دوازدهم اسفندماه ، روز رسمی  نه گفتن به دیکتاتور میباشد.  ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار بوده اند تا این روز فرا رسد، از تباهکاری سردمداران افسار گسیخته گرفته تا مقاومت نیروهای کارگری، دانشجویی، فعالین حقوق بشر و مردم نهادها، روشنگری روزنامه نگاران و نویسندگان ، انذارهای  نظامیان شرافتمند  و ژرف بینی سیاستمداران وارسته ، همگی نقش و سهم  خود در پیدایش این روز را داشته اند .اصولاٌ صندوق انتخابات به منزله تابوت دموکراسی است که از آن هیولای استبداد  بر میخیزد و این ترفندی است که فرادستان با سفسطه تساوی حقوق عالم و عامی بدل از انتخاب اصلح توسط متخصصین و خبرگان  از روز اول بعنوان  تشریفات مهم و یا مقدس به دنیای دموکراسی حقنه کرده اند.  در این روز،  صندوقهای رأی گیری بمثابه جامهای زهر آماده پر شدن از پاسخهای استبداد کش مردم بصورت رأی اعتراضی (باطله) برای حاکمیت میباشند. و این مقدمه ای روشن  برای نه گفتن های دیگر و نافرمانی مدنی در مراحل بعدی خواهد بود.  نظری ملی و قاطع مبنی بر طرد حکومتهای جور و دولتهای دست نشانده  و تبهکار  از این مرز و بوم برای همیشه.
جبهۀ دوم خرداد از سالها پیش منتظر این رویداد و ثبت و ضبط قانونمند آن،  از طریق حضور فعال در صحنه و مخالفت قانونی با انتخابات فرمایشی بوده است . بد نیست ابتدا به قسمتی از مقاله آقای علی اصغر حاج سید جوادی در مورد آنانکه از خارج برای داخل نسخه تحریم می پیچند توجه کنیمآقای حاج سید جوادی از جمله  مینویسد  که :
"شرکت میلیونها مردم ایران در انتخابات خرداد ۱٣٨٨ ریاست جمهوری با وجود شناخت قبلی از استمرار تقلب و تجاوز در صندوق‌های رأی در تاریخ چندین دهساله انتخابات؛ اولین پیام مردم ایران در اراده برای خروج از مدار بسته دین و دولت در نظام استبداد چندین صد ساله ایران بود. به عبارت دیگر مردم ایران با عبور آگاهانه و شجاعانه از نظام ولایت مطلقه فقیه که انقلاب ۱٣۵۷ دولت را در دین مستهلک کرده و قرآن و چماق را در یک کفه نهاده بود؛ خواستار جدائی دین از دولت (بخوانید جدایی دولت، از دین ) و دولت از حکومت از راه آرای خود در انتخابات ریاست جمهوری بودند. هدف این‌‌ گام نخستین به سوی صندوق‌های رأی و خیزش پس از آن بر علیه صندوق‌های دزد زده پیام عمومی مبارزه برای تحقق حقوق مشترک یا آزادی‌های فرامذهبی و فراجنسی و فراعقیدتی بود، این پیام؛ جهانی و عمومی یا اونیورسل است که طنین آنرا این روزها از گلوی مردم روسیه بر علیه تزار جدید پوتین که در سر سودای استبداد استالینی دارد می‌شنویم؛ و همچنین از مردم اسرائیل که فارغ از تجاوز ۶۰ ساله اسرائیل به حق مردم فلسطین اعتراض به دولتی است که در مجلس اسیر ارتجاعی‌ترین قشر پرستندگان و زمین‌خواران صیون هستند. این پیام اگر سبز است و یا سفید و یا سرخ و سیاه پیامی جهانی برای حقوق و ارزش‌های مشترک انسان است. این پیام؛ پیام عبور از مرز تنوعات فکری و منافع فردی و گروهی و خودخواهی‌ها و خودمحوری‌هاست؛ این پیام سنگ اساسی استیفای حقوق و ارزش‌ها و آزادی‌های مشترک و هدف اصلی استقرار حاکمیت مردمی و حکومت مردم‌سالاری است".
  علاوه بر وشنفکران مدل 57 اشخاص وگروههایی  که با انگیزه های مختلف به تحریم انتخابات و واگذاری در بست میدان به حاکمیت  دامن میزنندعبارتند از:
1 - آنهایی که  بدون تجربه و یا کمترین تصوری از شرایط  لازم  برای تقلب سازمان یافته در انتخابات، که درک آن، آنهم در وضعیت دو قطبی بودن حاکمیت چندان مشکل نیست،  واژه تحریم را طوطی وار تکرار و صادقانه فکر میکنند که این روش به زوال حکومت می انجامد.
2 - افراد و گروهها ی کوچک و  تک محوری که بدلیل ضعف ، هیچوقت نه خواسته و نه توانسته اند  درصحنه سیاسی حاضر شوند ، اکنون با سر دادن شعار تحریم در حقیقت جز هم آوایی با یکدیگر (که البته کار خوبی است) کار جدیدی نمیکنند.  بیشتر آنها  از دور دستی بر آتش داشته و دارند . وقتی در فضای اینترنتی به بعضی شان گفته شد ، برنامه شما پس از تحریم و اطمینان یافتن  از عدم مشروعیت  حاکمیت (که لابد تا کنون از آن  بیخبر بوده اید )،  چیست؟ وبرنامه ای را که در سر دارید  ، چرا تا بحال انجام نداده اید و چرا اکنون انجام نمیدهید ؟! پاسخی نداشتند. از آنها ساده تر کسانی که میخواهند با خانه نشینی و خلوت کردن حوزه‌های رأی گیری، از انتخابات مشروعیت زدائی کنند و بقولی استبداد را از رسمیت بیاندازند. معلوم نیست چه کسی در مشروع نبودن حاکمیت و بی پایه بودن انتخاباتش تردید دارد که این هموطنان  میخواهند با قهر نمودن از حقوق خود و ترک تنها راه اعتراض قانونی و ممکن،  آنرا ثابت کنند.؟ از طرف دیگر آیا  امکان جمع کردن سیاهی لشکر و جیره خوارانی که موظف به پر کردن چند حوزه رأی گیری برای فیلم برداری و اجرای شو تلویزیونی باشند  و یا امکان استفاده از فیلمهای  آرشیوی برای دستگاه حکومتی وجود ندارد ؟ 
3 -  مهمترین خطی که به تحریم دامن میزند آنها هستند که منافع مستقیم  یا  منفعت بالقوه ای در بقای حاکمیت دارند . دست اندرکاران قدرت میدانند که با تحریم معترضین و عدم شرکت آنان راحت تر میتوانند از این بحران بگذرند تا بعداً به اختلافات و تسویه حسابهای داخلی و حذف یکدیگر برسند. آنها با شانتاژ خبری تعیین مصادیق مجرمانه تحریم انتخابات و در صدر قرار دادن این نوع اخبار، از طرفی به  گروههای سنتی و جیره خوار طرفدار خود یاد آوری میکنند که در انتخابات شرکت کنند و از طرفی بر اساس آموزه الانسان حریص علی ما منع ، مخالفین خود را بیشتر به تحریم و ترک صحنه  تحریص مینمایند. این خط با کمک گیری از چهره های شناخته شده ای که جنبش سبز با آنها آشناست و داشتن وسایل ارتباطی گسترده در خارج از کشور بخوبی و در این راه ،  پیش رفته و  در  یک جمله از این  جنبش برای رسیدن به هدف خود  سواری میگیرد. 
تحریم ، قهر و خانه نشینی  در روز انتخابات یک نوع بی عملی است که حکومت باطناً خواستار آنست تا  با خوشحالی  آنرا به سکوت،  و تعبیر نمودن  این سکوت به رضایت مردم،  با  فراغ بال به حل وفصل مناقشات باندهای درونی خود  برسر تقسیم غنائم و رانت ها  از ثروت ملی بپردازد و حتی ادعای کسب مشروعیت هم بنماید. ایجاد در گیریهای میدانی نیز، جز  دادن مستمسکی برای  تهاجم و خشونت بیشتر  بدست چماقداران حکومتی ، و تحمل صدمات انسانی و تلف کردن انرژی نیست  ولی بزرگترین خسارت قهر نمودن از انتخابات ، به هدر دادن این  فرصت طلائی است .
جبهه گسترده اصلاحات  دیر زمانی است  که استراتژی حساب شده ای را، برای برهم زدن این بساط کهنه  ، و تبدیل انتخابات فرمایشی   به یک  رفراندم ملی، تدارک دیده است. این جبهه  پس از خود داری از معرفی یا تأیید داوطلب و بیرون کشیدن تمام نیروهای خود از میدان انتخابات مهندسی شده  ، برای اینکه اقدامش حمل به تحریم نشود ،اعلام نمود،  که مردم میدانند با چنین انتخاباتی چگونه برخورد کنند. چگونگی این برخورد  هم که  تشکلها و شخصیتهای مجرب در مورد آن به تفصیل سخن گفته اند،  یک راهبرد همیشگی و برای همه زمانها است. این  روش مبارزه دائم و بی خشونت  این خواهد بود که تا وقتی در انتخابات مکر و ملعنت وجود دارد ، مشارکت فعال و معترضانه، و پر کردن صندوقهای با آرای اعتراضی( کاملاً باطل شده) که  ابلاغ  سلب مشروعیت به هر رژیم توتالیتر است ، در دستور کارمیباشد.
عوامل حکومت با اطلاع کامل  از استراتژِی فوق در چهار سال گذشته ، به راهکارهایی مانند تجمیع و تعلیق انتخابات و طرح انتصاب رئیس جمهور از سوی مجلس فرمایشی دل بسته و  بدفعات شرائط موجود را درد سر ساز ترین انتخابات و سونامی سال  نامیده 90 و با  گفتن "پناه بر خدا از فتنه ای که فتنه ۸۸ در برابرش تنها یک رزمایش بود!" و  نظائر آن عمق درماندگی خویش را بروز داده اند. ولی چون نداشتن راهی غیر از قانونگرائی یعنی  کاری که مساوی با مرگ سیاسی آنان میباشد برایشان مسلم است ،  همچنان  در کار خود معطل و حیران مانده اند .
  در این مقطع تاریخی لازم است تا  یکبار دیگر از باب فایده، سابقه و خلاصه اظهار نظرهای پیشکسوتان  سیاسی در مورد میزان  تأثیر روش فوق را،  با دقت مرورکنیم و آنها را فصل الخطاب قراردهیم .
  در سال 86 پیش ازانتخابات ، که طبق  معمول بحث‌هائی در مورد مقابله با بازی همیشگی شورای نگهبان ، و خلافکاریهای مختلف حکومت در بین اصلاح طلبان وجود داشت ، راهکاری پیشنهاد شده بود که بعداً « مشارکت فعال و معترضانه در انتخابات» نام گرفت. آن درخواست چنین بوده است:

انتخابات، فرصتی است برای تغییر شرایط بازی
شرکت حداکثری در انتخابات و برگزیدن نمایندگان واقعی مهم ‌ترین راه نجات جامعه از بن‌بستهای سیاسی داخلی و خارجی است. حضور پر رنگ ملت در صحنه سیاست و تصمیم‌گیری، موجب رعب اقتدارگرایان و هراس بیشتر بیگانگان از دست زدن به ‌اقدامات ایذائی و حادثه ‌آفرینی میشود. از دست دادن این فرصت موجب گسترش بیشتر فساد در مدیریّت و سرنوشت کشور خواهد بود. بنابراین سهل‌انگاری و از آن بدتر تحریم انتخابات بمعنی واگذاری عرصه و اعیان مملکت به غیرخودی هاست.
چون شرکت در انتخابات فرمایشی بمثابه ریختن آب به آسیاب حاکمیت اقتدارگراست و شرکت کم رنگ ملت در انتخابات زمینه بهره ‌برداری دشمن خارجی را فراهم میکند چاره کار در این مخمصه، ریختن رأی باطل شده به صندوق رأی در حوزه‌هائی است که قرار است انتخابات در آنها بشکل فرمایشی و تک حزبی برگزار شود. این رویّه میتواند هر انتخاباتی را به چیزی در حد رفراندوم تبدیل نماید. این اقدام که هماهنگی لازم از سوی افراد، نیروها و مطبوعات دلسوز و وفادار به جامعه را میطلبد خط بطلانی بر امیال خودپرستان داخلی و آزمندان خارجی خواهد بود. حال که تنها فقط یک امکان برای ابراز نظر وجود دارد مردم این فرصت را دارند تا در حوزه‌هائی که داوطلبان واجد شرایط وجوددارند با انتخاب نمایندگان واقعی، دموکراسی را در کشور حاکم نمایند و درصورت تحمیل داوطلب غیر مردمی به هر حوزه رأی‌دهندگان با ریختن رأی باطل شده خود به صندوقها، به تمامیت‌خواهان یک نه بزرگ بگویند و اصلاح و یا خلع ید تدریجی آنان از ابزار حکومتی و برگرفتن نقاب دموکراسی از چهره شان را شروع کنند.
گرچه فرصت برای انتخابات پیش ‌رو محدود است ولی داشتن یک برنامه جامع از سوی خیر خواهان و عاقبت اندیشان فرصت توطئه‌های در هم پیچیده از سویخنّاسان را از آنان سلب میکند.
از نیروهای اصیلی که دلباخته قدرت نیستند، انجمنهای غیر دولتی، جوامع دانشگاهی و فرهنگی، نیروهای کارگری، جامعه زنان که تصمیمات و رأیشان بیشترین تأثیر را در انتخابات دارد، بدنه نیروهائی که بنام آنها انواع شرارتها و مظالم بر جامعه و افراد تحمیل میشود و نیز جامعه وبلاگ‌نگاران تقاضا میشود که با قراردادن چنین برنامه‌ای در اولویت کاری خویش و تبلیغ حداکثری از آن ،به ‌استقرار آزادی، استقلال و عدالت واقعی در جامعه و هدایت حکومتگران در جهت قبول و بکارگیری یک  دولت مردُمرای  یاری رسانند. برای همیشه یادمان باشد که تا انتخابات وجود دارد امکان گفتن نه و تغییر دادن شرایط نیز وجود دارد. این تصمیم اگر عمومیّت یابد مقابله با آن برای حاکمیّت اقتدارگرا غیر ممکن است. 

برداشت سازمانها وشخصیتهای مختلف سیاسی از این درخواست در جبهۀ منتقدین حکومت که  هنوز ارادۀ اصلاح و براه آوردن حاکمیت نزد آنان پا برجا و در عین حال مخالف تحریم انتخابات بودند  بشرح ذیل بود:
- در تاریخ 17 اسفند نهضت آزادی با رویکردی مثبت در اعلامیه ای تحت عنوان «اعتراض به‌انتخابات غير آزاد، مشاركت تنها درحوزه‌هايي كه ‌امكان رقابت موثر وجود دارد» نوشته بودند که:
به مردم عزیز ایران پیشنهاد می‌کند كه به منظور اعتراض به‌انتخابات فرمايشي، تنها در حوزه‌هايي كه ‌امكان رقابت مؤثر وجود داشته باشد به نامزدهايي رای دهند که می‌توانند با پيروي از روش و منش مدرس‌ها، مصدق‌ها، بازرگان‌ها و سحابی‌ها، شجاعانه به دفاع از حق حاکمیت ملی و حاکمیت ملت ایران پرداخته، آزادی مردمان را به مال و مقام ناچیز دنیا نفروشند.»
 لازم به ذکر است که نهضت آزادی در بیانیه قبلی خود قائل به بیهودگی رأی دادن در وضعیت آن روز بودند.

- جبهه مشارکت ایران اسلامی (متشکل از هفده تشکل و حزب سیاسی) ، در مورد انتخابات مجلس هشتم در بیانیه تحلیلی خود پس از دور اوّل انتخابات در تاریخ 29 اسفند 86 آورده‌ بودند که:
جبهه مشاركت ايران اسلامي در ارزيابي شرايط موجود و نتايج انتخابات مجلس هشتم فضاي ژلاتيني و متفاوت از گذشته را مي‌بيند و از عمل سياسي وانتخاباتي مردم رأی ‌دهنده و نيروهاي سياسي اصلاح‌طلب نوعي رشد يافتگي و بلوغ سياسي را درمي‌يابند و اينكه «حضور معترضانه»‌ مي‌تواند راهبرد جديد براي مواجهه با عرصه تنگ سياسي ايران باشد. از اين رو از همه نيروهاي سياسي اصلاح‌طلب مي‌خواهد كه با تجميع نيروها در مسيري واحد راه آينده را هموار نمايند. تجربه ‌انتخابات شوراهاي سوم و مجلس هشتم نشان داده ‌است كه تجميع نيروهاي اصلاح‌طلب (به رغم تفاوت‌هاي نگرشي) حضور معترضانه حتی در شرایط سخت را سد شکن و نتیجه بخش میدانند.
آقای عیسی سحر خیز روزنامه نگار در بند  که اینک بر اثر مصدومیت در زندان، به بیمارستان منتقل شده ، در اسفند ماه 86 طی مقاله‌ای از جمله منظور  طرح برون رفت از دور باطل انتخابات مهندسی شده را حفظ آبروی کشور! دانستند. ایشان بعداً نیز تا زمان برگزاری مرحله دوم انتخابات طی سه مقاله با عنوانهای رالي انتخابات در چالش تحريميان پيگير - رالی انتخابات و رقابتها - و چالش عقل و احساس- به‌استدلال‌های طرفداران تحریم انتخابات در مقابل باورمندان به شرکت فعال و معترضانه در آن پرداخته‌اند، ولی در مقاله چالش عقل و احساس در مورد استفاده از راهکار مشارکت فعال و معترضانه در انتخابات، شخصاً آنرا بعنوان سخت‌ترین گزینه پیش روی اصلاح‌طلبان میدانستند.
در اواخر فروردین 87 و با نزدیک شدن زمان برگزاری مرحله دوم انتخابات، معترضین به روند کلی ردّ صلاحیتها برنامه‌های اعتراضی خود را رساتر بیان نمودند از جمله آقای مصطفی تاج‌زاده     درسخنرانی خود در مجمع دانش‌آموختگان ایران اسلامی با روشن بینی تمام از بستر سازی اقتدار گرایان برای سلطۀ نظامیان بر مقدّرات کشور گفته بودند که  :
شعار دولت کودتا این بود: سیاست وحکومت در ایران یعنی اعلیحضرت و دیگر هیچ .... ما اسم استراتژي خود را در زمان يكدست شدن قدرت در داخل كشور«حضور معترضانه» گذاشته‌ايم، يعني براي دفاع از آرمان‌‌هاي مردم فعاليت مي‌كنيم و در انتخابات حاضر مي‌شويم و ضمن دفاع از عقايد خود، به رفتارهاي تماميّت‌خواهانه و غيرقانوني جناح حاكم اعتراض مي‌كنيم و مي‌كوشيم ضمن جلوگيري از نظامي شدن فضا، امكان تداوم سياست‌ورزي در شرايط موجود را حفظ كنيم تا نااميدي مطلق جامعه را فرا‌نگيرد و نگاه به خارج از كشور يا روش‌هاي خشن معطوف نشود. روشن است موفقيت ما در اين زمينه به عملكرداصولگراها نيز بستگي دارد كه چه مقدار غرور و مستي را كنار بگذارند و به شيوه‌اي عقلاني كشور را اداره كنند....
و نیز اینکه:
استراتژي دوم اين است كه ما در هر شرايطي كه به سر مي‌بريم اجازه ندهيم،‌ طرفداران تك صدايي و روش‌هاي استبدادي يك گام جلوتر بيايند. بايد آنان را هر جا كه هستند متوقّف كنيم و سپس در جهت عقب‌نشيني آنان بكوشيم. اين استراتژي احتياج به حضور معترضانه دارد، يعني در زماني كه قدرت از شماانتظار «بله چشم فوري» گفتن دارد، شما در صحنه حاضريد اما مي‌گوييد... نه !

- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در گزارش تحلیلی خود از انتخابات مجلس هشتم؛ اعلام نمودند که:
به‌اعتقاد ما، راهبرد كلي متّخذه توسط ائتلاف اصلاح‌طلبان، يعني (مشاركت مشروط و معترضانه)، راهبردی صحيح و اصولي بوده كه‌اقدام عملي متناسب با آن در انتخابات اخير؛ مشاركت فعال در حوزه‌هاي انتخابيّه‌اي كه‌امكان رقابت واقعي و جدي براي اصلاح‌طلبان وجود داشته و پرهيز از مشاركت و مشروعيت بخشي به‌انتخابات در حوزه‌هاي غير رقابتي، در اعتراض به روند جاري بود. همچنين در خصوص انتخابات در حوزه‌هايي كه در آن مشاركت داريم نيز، راهبرد فوق را به مفهوم نشان دادن عكس العمل درخور نسبت به تخلفات انتخاباتي مجريان و ناظران در امر برگزاري انتخابات سالم، حتي تا مرزكناره‌گيري از انتخابات در هر مرحله از آن تلقي مي كنيم. بنابراين ضمن اينكه به عنوان بخشی از ائتلاف اصلاح‌طلبان به سهم خود مسئوليت اقدامات انجام شده را مي‌پذيريم و اين پذيرش را يكي از لوازم شكل گيري و تداوم ائتلاف تلقی مي‌کنیم، همانگونه كه در بيانيه قبلي خود كه پيش از برگزاري مرحله‌اول انتخابات صادر شد، به‌اقتضای شرایط، اجمالاً بيان كرديم، معتقدبوديم كه‌اصلاح‌طلبان در تبعيت از راهبرد اعلام شده خود، ضمن مشاركت جدي در انتخابات 50 كرسي رقابتي، مي بايست از معرفي نامزد در ساير حوزه‌هاي انتخابيه كه حاصلي جز اتلاف توان و تضييع نيرو و روحيه‌اصلاح‌طلبان و سوء استفاده برگزاركنندگان انتخابات غيررقابتي نداشت، خودداري مي‌كردند.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران ضمن تشكر از رفتار انتخاباتی آگاهانه و هوشمندانه شما كه به تناسب شرايط متفاوت موجود به وقوع پيوست، بهعنوان جمع‌بندي عملكرد اصلاح‌طلبان در انتخابات گذشته و چگونگي استمرار اين فعاليت‌ها در آينده، اعلام مي‌نمايد علي رغم انتقادات موجود به برخي تصميمات تاكتيكي اصلاح‌طلبان در انتخابات اخیر كه در این بیانیه نيز به گوشه‌اي از آن‌ها اشاره شد و در صورت اجتناب از آن‌ها و جایگزین ساختن تاکتیک‌هایی متناسب با راهبرد متخذه، دست‌آوردهاي به مراتب بيشتري نصيب اين جناح مي‌کرد، معتقد است كه حضور در انتخابات اخير بر مبناي راهبرد «مشاركت مشروط و معترضانه» و با حفظ همگرايي و ائتلاف فراگير اكثريت قريب به‌اتفاق اصلاح‌طلبان صورت گرفت، اقدام صحيحي بوده‌است كه مي بايست با رفع نواقص و کاستی‌های آن، مبناي حركت اصلاح‌طلبان در انتخابات آتي قرار گيرد. ما بايد با پيگيري و وفاداري به تمامي اجزاي راهبرد فوق، از جمله؛ ملحوظ داشتن قطعی معیارها و شروط تعیین شده برای مشارکت در انتخابات، راه پر پيچ و خم، صعب و دشوار اصلاحات را ادامه داده و مخاطرات پيش روي كشور و نظام را مرتفع سازيم.

 آن چه فوقاً ذکر شد حاصل تجربه و تصمیم  شخصیتهای  شناخته شده و با تجربه در امر سیاست و دست اندر کار در امر بر گزاری انتخابات بوده است .اینک که فرصت موعود  فرا رسیده و پیروزی کاملاً در دسترس میباشد، نباید تجربه‌ها و نظریات  گرانقدر وصائب فوق را رها کنیم.

 انتخابات  12 اسفند ماه 90 با شرایط  زیر بر گزار میشود:
خودی بودن نامزدهای حاضر در انتخابات  از نظر رژیم برای تهیه مجلس یکدست،
متکی بودن همه آنها به ارگانهای مختلف دولتی و حکومت و منابع قدرت در محل،
نظارت و کنترل باندهای رقیب  بر روند انتخابات، (بقول معاون سیاسی استان کهگیلویه بیش از 15 نفر برسر صندوقها هستند)،  که با  احتساب عوامل ستادی در مجموع باید جمعاً بیش از هشتصد هزار نفر دست اندرکار باشند.
از این رو انجام تقلب سازمان یافته  با وجود داوطلبان متعدد در هر حوزه غیر ممکن و دست زدن به کودتا توسط حکومت هم ، برعکس آنچه پس از انتخابات رئیس جمهوری انجام شد ، غیر ضروری و بی حاصل است.(تذکار اینکه در آن انتخابات حکومت یکدست و یکپارچه برای تقلب   میبایست تنها  از نمایندگان مهندس موسوی عبور کند  و در این انتخابات حکومت چند پاره  باید از نمایندگان چند هزار نفر داوطلبان محلی بگذرد تا تقلبی که ذینفع آن هم مورد دعوا است انجام شود شاید تصویر بهتری از غیر ممکن بودن تقلب در حوزه ها و حتی در ستادها را نشان دهد)
 از طرفی میزان آرای مخالفین و جنبش اعتراضی  در این انتخابات با توجه به ریزش مداوم نیروهای طرفدار رژیم باید بیش از هفتاد درصد یعنی رقمی بین سی وپنج تا چهل ملیون رأی باشد. حال اگر همه معترضین در این روز فرخنده با پر کردن صندوقها از رأی کاملاً باطل شده    یکصدا یک نه به دیکتاتور بگویند وی از اریکه قدرت فرو می افتد و  نمایش حاکم بازی  درایران  تمام میشود، ولی در صورت سهل انگاری معترضین، حاکمیت با عبور از بحران  فرصت باز پروری باندهای مورد نیاز  خویش را خواهد یافت .  بنا  براین در روز دوازدهم اسفند  با  حضور فعال و ابراز مخالفت قانونی که ثبت آن از طرف خود رژیم انجام میگیرد (و درغیراینصورت با لغو انتخابات پیروزی بزرگتری را نصیب جنبش اعتراضی مینماید)، سرنوشت خود  را رقم خواهیم زد.
به  اشخاص و گروههایی که با رها کردن خطوط اصلی خود، به خالی کردن میدان پرداخته اند،  یاد آوری مینماید که شما عزیزان  بخوبی میدانید که قهر نمودن از انتخابات  یا تحریم آن هیچ چیزی را تغییر نمیدهد. چون هیچ معیاری غیر از رفراندم رسمی برای اعطا و یا سلب  مشروعیت از یک نظام وجود ندارد، و پیش مقدمه چنین مرحله ای بروز جنگ و یا انقلاب در کشور و مجری آن یک دولت موقت یا یک نهاد بین المللی باید باشد . بعنوان دلیل  بر این مدعا علاوه بر تجربه ملموس در زمان انقلاب ، که شما از جمله کارگزاران آن بوده اید،   در حال حاضر  نمونه های عینی و متنوع آن در منطقه در حال شدن هستند. ولی تحمیل اقتدار ملی،  به رژیم و به هم زدن بساط انتخابات قلابی آن،  طبق نظریه‌های معتبر مذکور در فوق که قاعدتاً باید مرجع شما باشند در هر زمان،  کاری شدنی و نتیجه بخش است . از طرفی حضور معترضانه در انتخابات  که باید  بعنوان  یک روند در کشور نهادینه  شود از جنگ و انقلاب و تلف کردن چند نسل دیگر  جلوگیری نموده  و  یک روش اصلاح و تعلیه دائمی در تمام امور را پی ریزی مینماید که بکار رانت خواران و سیاستمداران  خوش نشین نمیخورد. این روشی است که  در نتیجه آن شورای نگهبان و هر گونه سیستم کنترل از موضع بالا،  بلاموضوع ، حکومت نظامی منتفی و سیطره عقلانیت و قانون گرایی بر کشورآغاز میشود.
خدمت فعالین ملی مذهبی و نیزهموطنان متمایل به اصول گرائی: اگر شما هم دموکراسی  را یک امر وارداتی میدانید بعنوان یک مقدمه کوتاه ابتدا  مطلبی با عنوان امان از دموکراسی را در   این لینک را   ملاحظه   و چنانچه موافقتی کلی  با آن داشتید ، به مقاله  "دموکراسی در ایران فردا"   در  این لینک +   که از دیدگاه توحید  و نه با عینک تولیت ، به این مطلب پرداخته مراجعه فرمایید.  این نوشته مدعیست که  استقلال ، پیشرفت واستقرار حکومتی ملی ، و بدون تنش ، تنها درصورت رعایت اصل تسلیط که نافی ولایت است و برگشت حاکمیت مردم به خودشان ،  بدون نیاز به  تحزّب و انتخابات بشکل پاپولیستی آن ( میزان قراردادن آرای  بدون  صلاحیت واشراف و عدم امکان مسئولیت  پذیری رأی دهنده) که کلاً طبق نص مردودند ، ممکن میباشد.
 علت مخالفت نوشته فوق  با این دو عنصر تابو شدۀ  دموکراسی اینستکه حزب سیاسی و انتخابات مخدوش هر دو مولد قدرتند و قدرت سیاسی بطور قطع عامل تضییع کرامت انسانی وحقوق بشر و مقدمه‌ فسادهای کلان در جوامع سیاسی  در همه جای دنیا ، با تابلو دموکراسی بوده است.  تا آنجا که بقول استاد شفیعی کدکنی، " آخرین برگ سفرنامه باران اینست، که زمین چرکین است ". در مقاله یاد شده روش جایگزین برای ارتقای دموکراسی بی آنکه  کمترین خدشه ای به اصول زیر بنایی وارد کند، سیستمی است متعالی،  پویا، متکی به خرد  انسانها  ( بعنوان خلائف و نه خلق انقلابی )  ، که دیر یا زود در ایران حاکم خواهد شد. 


  سیطره عقلانیت و قانون گرایی بر کشورآغاز و هر گونه دخالت  از موضع بالا منتفی   میشود.
خدمت فعالین ملی مذهبی و نیزهموطنان متمایل به اصول گرائی: اگر شما هم دموکراسی  را یک امر وارداتی میدانید بعنوان یک مقدمه کوتاه ابتدا  مطلبی با عنوان امان از دموکراسی را در   این لینک را   ملاحظه   و چنانچه موافقتی کلی  با آن داشتید ، به مقاله  "دموکراسی در ایران فردا"   در  این لینک +   که از دیدگاه توحید  و نه با عینک تولیت ، به این مطلب پرداخته مراجعه فرمایید.  این نوشته مدعیست که  استقلال ، پیشرفت واستقرار حکومتی ملی ، و بدون تنش ، تنها درصورت رعایت اصل تسلیط که نافی ولایت است و برگشت حاکمیت مردم به خودشان ،  بدون نیاز به  تحزّب و انتخابات بشکل پاپولیستی آن ( میزان قراردادن آرای  بدون  صلاحیت واشراف و عدم امکان مسئولیت  پذیری رأی دهنده) که کلاً طبق نص مردودند ، ممکن میباشد.
 علت مخالفت نوشته فوق  با این دو عنصر تابو شدۀ  دموکراسی اینستکه حزب سیاسی و انتخابات مخدوش هر دو مولد قدرتند و قدرت سیاسی بطور قطع عامل تضییع کرامت انسانی وحقوق بشر و مقدمه‌ فسادهای کلان در جوامع سیاسی  در همه جای دنیا ، با تابلو دموکراسی بوده است.  تا آنجا که بقول استاد شفیعی کدکنی، " آخرین برگ سفرنامه باران اینست، که زمین چرکین است ". در مقاله یاد شده روش جایگزین برای ارتقای دموکراسی بی آنکه  کمترین خدشه ای به اصول زیر بنایی وارد کند، سیستمی است متعالی،  پویا، متکی به خرد  انسانها  ( بعنوان خلائف و نه خلق انقلابی )  ، که دیر یا زود در ایران حاکم خواهد شد. 


/sp� �"/ > �L p�M تقلب   میبایست تنها  از نمایندگان مهندس موسوی عبور کند  و در این انتخابات حکومت چند پاره  باید از نمایندگان چند هزار نفر داوطلبان محلی بگذرد تا تقلبی که ذینفع آن هم مورد دعوا است انجام شود شاید تصویر بهتری از غیر ممکن بودن تقلب در حوزه ها و حتی در ستادها را نشان دهد)
 از طرفی میزان آرای مخالفین و جنبش اعتراضی  در این انتخابات با توجه به ریزش مداوم نیروهای طرفدار رژیم باید بیش از هفتاد درصد یعنی رقمی بین سی وپنج تا چهل ملیون رأی باشد. حال اگر همه معترضین در این روز فرخنده با پر کردن صندوقها از رأی کاملاً باطل شده    یکصدا یک نه به دیکتاتور بگویند وی از اریکه قدرت فرو می افتد و  نمایش حاکم بازی  درایران  تمام میشود، ولی در صورت سهل انگاری معترضین، حاکمیت با عبور از بحران  فرصت باز پروری باندهای مورد نیاز  خویش را خواهد یافت .  بنا  براین در روز دوازدهم اسفند  با  حضور فعال و ابراز مخالفت قانونی که ثبت آن از طرف خود رژیم انجام میگیرد (و درغیراینصورت با لغو انتخابات پیروزی بزرگتری را نصیب جنبش اعتراضی مینماید)، سرنوشت خود  را رقم خواهیم زد.
به  اشخاص و گروههایی که با رها کردن خطوط اصلی خود، به خالی کردن میدان پرداخته اند،  یاد آوری مینماید که شما عزیزان  بخوبی میدانید که قهر نمودن از انتخابات  یا تحریم آن هیچ چیزی را تغییر نمیدهد. چون هیچ معیاری غیر از رفراندم رسمی برای اعطا و یا سلب  مشروعیت از یک نظام وجود ندارد، و پیش مقدمه چنین مرحله ای بروز جنگ و یا انقلاب در کشور و مجری آن یک دولت موقت یا یک نهاد بین المللی باید باشد . بعنوان دلیل  بر این مدعا علاوه بر تجربه ملموس در زمان انقلاب ، که شما از جمله کارگزاران آن بوده اید،   در حال حاضر  نمونه های عینی و متنوع آن در منطقه در حال شدن هستند. ولی تحمیل اقتدار ملی،  به رژیم و به هم زدن بساط انتخابات قلابی آن،  طبق نظریه‌های معتبر مذکور در فوق که قاعدتاً باید مرجع شما باشند در هر زمان،  کاری شدنی و نتیجه بخش است . از طرفی حضور معترضانه در انتخابات  که باید  بعنوان  یک روند در کشور نهادینه  شود از جنگ و انقلاب و تلف کردن چند نسل دیگر  جلوگیری نموده  و  یک روش اصلاح و تعلیه دائمی در تمام امور را پی ریزی مینماید که بکار رانت خواران و سیاستمداران  خوش نشین نمیخورد. این روشی است که  در نتیجه آن شورای نگهبان و هر گونه سیستم کنترل از موضع بالا،  بلاموضوع ، حکومت نظامی منتفی و سیطره عقلانیت و قانون گرایی بر کشورآغاز میشود.
خدمت فعالین ملی مذهبی و نیزهموطنان متمایل به اصول گرائی: اگر شما هم دموکراسی  را یک امر وارداتی میدانید بعنوان یک مقدمه کوتاه ابتدا  مطلبی با عنوان امان از دموکراسی را در   این لینک را   ملاحظه   و چنانچه موافقتی کلی  با آن داشتید ، به مقاله  "دموکراسی در ایران فردا"   در  این لینک +   که از دیدگاه توحید  و نه با عینک تولیت ، به این مطلب پرداخته مراجعه فرمایید.  این نوشته مدعیست که  استقلال ، پیشرفت واستقرار حکومتی ملی ، و بدون تنش ، تنها درصورت رعایت اصل تسلیط که نافی ولایت است و برگشت حاکمیت مردم به خودشان ،  بدون نیاز به  تحزّب و انتخابات بشکل پاپولیستی آن ( میزان قراردادن آرای  بدون  صلاحیت واشراف و عدم امکان مسئولیت  پذیری رأی دهنده) که کلاً طبق نص مردودند ، ممکن میباشد.
 علت مخالفت نوشته فوق  با این دو عنصر تابو شدۀ  دموکراسی اینستکه حزب سیاسی و انتخابات مخدوش هر دو مولد قدرتند و قدرت سیاسی بطور قطع عامل تضییع کرامت انسانی وحقوق بشر و مقدمه‌ فسادهای کلان در جوامع سیاسی  در همه جای دنیا ، با تابلو دموکراسی بوده است.  تا آنجا که بقول استاد شفیعی کدکنی، " آخرین برگ سفرنامه باران اینست، که زمین چرکین است ". در مقاله یاد شده روش جایگزین برای ارتقای دموکراسی بی آنکه  کمترین خدشه ای به اصول زیر بنایی وارد کند، سیستمی است متعالی،  پویا، متکی به خرد  انسانها  ( بعنوان خلائف و نه خلق انقلابی )  ، که دیر یا زود در ایران حاکم خواهد شد. 

۱۳۹۱ بهمن ۲۵, چهارشنبه


سازمان نظام پزشکی، در حال گذار


از نامه دکتر شکوری راد به ریاست سازمان نظام پزشکی در مورد  زبان حال پیشگامکان سال 57  به جوانان معترض به اصل انقلاب:

"نه ما این را نمی خواستیم! انقلاب این نبود. نااهلان و نامحرمان انقلاب ما را ربوده اند. مصباح یزدی کجای انقلاب بود که امروز برای آنها که امام امام میکنند خط و نشان می کشد؟  شریعتمداری که بود که امروز خود را شاخص ولایتمداری می داند؟  احمدی نژاد چکاره بود؟ لاریجانی ها کجا بودند؟ سید احمد خاتمی کی انقلابی شد؟  نه عزیزکم! نه جوانکم! انقلاب خوب بود. انقلاب درست بود. در حفظ ارزش های آن کوتاهی کردیم. الآن هم تاوانش را می دهیم. تو دیگر بر زخم دل ما نمک مپاش. نا اهلان  و نامحرمان انقلاب مردم ما را ربوده اند و الا مراد هاشم زهی کیست که به دکتر ظفرقندی بنویسد صلاحیت شما احراز نشد و یا آن مامور ناشناس و غیر قانونی وزارت اطلاعات که در جلسه هیأت نظارت بنشیند و حرف بزند و حرف او فصل الخطاب برای پنج عضو قانونی ولی بی اختیار هیأت باشد و آنها جرأت نکنند حتی بپرسند: چرا"

انقلاب 57 که هدف آن کسب استقلال و آزادی و رهائی از شرّ دیکتاتوری بود در دام وقاحت و تزویز  رجاله های   نا اهل و دنیا خوار گرفتار شد ،تا جائی که اکنون خود آنها  برای چپاول هرچه بیشتر منابع ملی ، و رانت خواری مانند گرگها بجان هم افتاده  و با دست پر،  در افشای مفاسد یکدیگر سر از پا نمیشناند و کم مانده که بقول خودشان "خرخره یکدیگر را بجوند" . عنقریب است که کار به حذف فیزیکی  ولایت مداران و اهالی با بصیرت نیز بکشد .
آگر به مقوله علل "نارسائی دموکراسی" که مانع  از  به ثمر رسیدن آن در همه جای دنیا شده اند  ( لینک +)  توجه فرمایید ،ملاحظه میفرمایید که انتخابات صندوقی( سیستم رأی گیری پاپولیستی) یکی ازمهمترین علتها است  بطوری که حتی در دموکراسی های پیشرو ، و انتخابات باصطلاح  شرافتمندانه و قانونی آنها  هم  ،نتیجه کار همیشه بنفع حاکمیت و اذناب آن  تمام میشود .

    سازمانهای غیر دولتی که نماد جامعه مدرن و در حال رشد  هستند،  بدلیل اشراف و نظارت مستقیم  اعضای آنها بر انتخابات درون سازمانی می بایست  از این قاعده یعنی مهره چینی توسط حکومت مصون باشند ولی در  دیکتاتوریهای عریان مانند ایران از این سازمانها  هم جز مترسکی باقی نمانده است .
 آنچه را آقای دکتر شکوری راد  بعنوان شکوائیّه  در این خصوص بیان کرده‌اند تنها نمونه ای از ستمهایی است که حکومت ایران در حق شهروندان خود و در اینمورد به جامعه پزشکی کشور تحمیل مینماید . کسب استقلال هر کدام از ان- جی - او  ها  قدمی در راه استقرار دموکراسی در جامعه است و این کار فقط  از عهده اعضای آنها بر میآید. چنانچه در جریان انتخابات سازمان نظام پزشکی در چهارم اسفند ماه با هر گونه رد صلاحیت جناحی یا تحمیل از سوی نهادهای مزاحم مواجه شدید کافی است تا با ابطال برگه رأی خود مراتب ناخرسندی و اعتراض خود را رسماٌ بیان و ثبت فرمایید تا انتخابات باطل، و شر نظارت فضولی بر سازمان مرتفع گردد .این نوع از مبارزه مدنی، راهکاری است که حکومت هیچ راهی برای مقابله با آن را ندارد. بها ندادن به آن انگلی که  بشرح فوق خود را  به جلسات هیئت نظارت  قالب میکند بعهده تمامی اعضای هیئت و از شرایط عمل به وظایف نمایندگی است .
در این برهۀ زمانی اقشار مختلف مردم در واحدهای صنفی و سندیکایی  چشم براه نتایج کار شما در انتخابات سازمان نظام پزشکی کشور  میباشند، تا از آن الگو برداری و بموقع خود در تشکلهای دیگر از آن استفاده نمایند. در هنگام  اختلاف بین سران استبداد همیشه بخشی از آنان در صدد یار گیری از متن جامعه میباشند و بی شک این آغاز فروپاشی حکومتهای جائر است باید این فرصتها را غنیمت شمرد و از آن حد اکثر استفاده را نمود. گرچه استفاده از راهکار مشارکت معترضانه در همه زمانها و در تمام انتخابات برای متوقف نمودن بساط استبداد ممکن است، ولی استفاده  از فرصت هایی این چنین که روند دومینو افکت در پس راندن دیکتاتوری از مواضع خود را تسریع مینماید بسیار نتیجه بخش میباشد.
خبر رسانی و هماهنگی بین اعضای محترم در این راه نقشی والا و حیاتی دارد بنا براین انتقال این مختصر به دوستان و همکاران از طریق ایمیل، فیس بوک و  یا سایر روشها ؛ حداقل خدمتی است که در راه  احیای حیثیت  سازمان بعمل میآورید.   

زنده باد 4 اسفند